هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز درباره یک پادشاه قدرتمند و عادل است که با توصیفات اغراقآمیز از شجاعت، عدالت، و نفوذ او در جهان سخن میگوید. شاعر از تأثیرات مثبت حکومت این شاه بر جهان، ترس دشمنان از او، و برکتهایی که به همراه آورده صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، محتوای آن بیشتر مناسب افرادی است که با ادبیات کلاسیک و تاریخی آشنایی دارند.
شمارهٔ ۱۱۷ - هم در مدح اتسز گوید
شهی که نقش نگین جلال شد نامش
همه ملوک زمانه اسیر در دامش ۱
خدایگان جهان، شاه شیردل اتسز
که شیر چرخ بترسد ز شیر اعلامش ۲
جمیل گشت معالی بحسن اقبالش
جمال یافته معانی بفرایامش ۳
همه اکابر گیتی رهین افضالش
همه افضال ایام غرق انعامش ۴
عدوی دولت او چون بدست گیرد جام
شراب زهر کند روزگار در جامش ۵
در اضطراب از آنست آسمان شب و روز
که برد هیبت شمشیر شاه آرامش ۶
بروز بزم کمین مطربیست ناهید
بروز رزم کهین قایدیست بهرامش ۷
بجز خیال نماند اثر ز کلب الروم
اگر بخواب بیند خیال صمصامش ۸
در افتد ز سریر و بر افتد ز سرور
اگر برند بموالی هند پیغامش ۹
عنایت ازلی عدل داده تعلیمش
سعادت فلکی خیر کرده الهامش ۱۰
بنزد عقل ز گردون شریفتر باشد
هر آن زمین که مشرف شود باقدامش ۱۱
بوام دارد بدخواه جان ز خنجر او
شدست وقت که گردد گزارده وامش ۱۲
اگر عدوی وطن گیرد از برون جهان
هم اندر آید آفات از در و بامش ۱۳
مزینست زمانه بجاه و اقبالش
مرتبست ممالک بتیغ و اقلامش ۱۴
کدام عاقل دانا که او نجست هوا ؟
کدام توسن سرکش که آن نشد رامش؟ ۱۵
زمانه کرد ز احوال خویش آگاهش
ستاره داد ز اسرار خویش اعلامش ۱۶
همیشه تا که صلاح و فساد اهل زمین
بود ز دور سپهر و ز سیر اجرامش ۱۷
نظام باد هدی را برایت ورایش
جمال باد جهان را بنامه و نامش ۱۸
بهفت قسم زمین ولایتش مرساد
ز هفت گردون رنجی بهفت اندامش ۱۹
چنانکه کام من از خلعتش بحاصل شد
همیشه باد بحاصل ز مملکت کامش ۲۰
همه ملوک زمانه اسیر در دامش ۱
خدایگان جهان، شاه شیردل اتسز
که شیر چرخ بترسد ز شیر اعلامش ۲
جمیل گشت معالی بحسن اقبالش
جمال یافته معانی بفرایامش ۳
همه اکابر گیتی رهین افضالش
همه افضال ایام غرق انعامش ۴
عدوی دولت او چون بدست گیرد جام
شراب زهر کند روزگار در جامش ۵
در اضطراب از آنست آسمان شب و روز
که برد هیبت شمشیر شاه آرامش ۶
بروز بزم کمین مطربیست ناهید
بروز رزم کهین قایدیست بهرامش ۷
بجز خیال نماند اثر ز کلب الروم
اگر بخواب بیند خیال صمصامش ۸
در افتد ز سریر و بر افتد ز سرور
اگر برند بموالی هند پیغامش ۹
عنایت ازلی عدل داده تعلیمش
سعادت فلکی خیر کرده الهامش ۱۰
بنزد عقل ز گردون شریفتر باشد
هر آن زمین که مشرف شود باقدامش ۱۱
بوام دارد بدخواه جان ز خنجر او
شدست وقت که گردد گزارده وامش ۱۲
اگر عدوی وطن گیرد از برون جهان
هم اندر آید آفات از در و بامش ۱۳
مزینست زمانه بجاه و اقبالش
مرتبست ممالک بتیغ و اقلامش ۱۴
کدام عاقل دانا که او نجست هوا ؟
کدام توسن سرکش که آن نشد رامش؟ ۱۵
زمانه کرد ز احوال خویش آگاهش
ستاره داد ز اسرار خویش اعلامش ۱۶
همیشه تا که صلاح و فساد اهل زمین
بود ز دور سپهر و ز سیر اجرامش ۱۷
نظام باد هدی را برایت ورایش
جمال باد جهان را بنامه و نامش ۱۸
بهفت قسم زمین ولایتش مرساد
ز هفت گردون رنجی بهفت اندامش ۱۹
چنانکه کام من از خلعتش بحاصل شد
همیشه باد بحاصل ز مملکت کامش ۲۰
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۰
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح اتسز
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح اتسز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.