هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ستایش قدرت، عدالت، و شجاعت یک حاکم یا پادشاه میپردازد. شاعر از تأثیرات مثبت حکومت او بر جامعه، شکست فتنهها، و گسترش عدالت سخن میگوید. همچنین، به برتری او بر دشمنان و تأثیر معنوی و مادی حکومتش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم پیچیدهی ادبی و سیاسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی قدیمی ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش ملک اتسز
ای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
تابنده از جمال تو آثار خسروی ۱
هر گه که در مهم معالی ندا دهی
جز پاسخ متابعت از چرخ نشوی ۲
فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو
از بهر قهر فتنه همی هیچ نغنوی ۳
در کف گرفته خنجر چون آب و پس بطبع
آتش نهاده سوی معالی همی روی ۴
هر روز و هر شب از فلک اندر کنار ملک
اقبال تو نوست و در اقبال تو نوی ۵
گشتست ملک مزرعهٔ تو، که اندرو
جز مکرمت نکاری و جز شکر ندروی ۶
سهم تو مشرکان جهان را همی کند
اندر مضیق زاویهٔ مرک منزوی ۷
چرخ و زمین و هرچه در این دو میانه اند
باشند در طفیل تو جایی که تو روی ۸
از حسن نقش صورت توقیعهای تو
منسوخ گشت نقش تصاویر مانوی ۹
هستند از طریق مساوات نزد عقل
جاه تو و فلک چو دو مصراع مثنوی ۱۰
عزی که بیند از تو همی خاک درگهت
هرگز ندیده مسند و ایوان کسروی ۱۱
موقوف بر دعای تو تازی و پارسی
مقصود بر ثنای تو عبری و پهلوی ۱۲
لطف بر ولی تو ظلی بود ظلیل
عنف تو بر عدوی تو دایی بود دوی ۱۳
اوصاف تو مبارک و آثار تو رضی
افعال تو مهذب و اخلاق تو سوی ۱۴
تو از میان زمرهٔ شاهان ممیزی
چون از میان زمرهٔ اشراف موسوی ۱۵
هرگز ز کید هیچ مصنعی تو نشکنی
هرگز بزرق هیچ مزور تو نگروی ۱۶
نهج صیانت تو صراطیست مستقیم
راه دیانت تو طریقیست مستوی ۱۷
بعد از کلام ایزد و اخبار مصطفی
در راه شرع قول تو مقبول و معنوی ۱۸
طبع تو بر دقایق ایام مطلع
لفظ تو بر حقایق آفاق محتوی ۱۹
حساد را حسام تو پی کرد و پست کرد
اقدام با تعدی و اعناق ملتوی ۲۰
جاه تو ایمنست ز عین الکمال، از آنک
در جاه هر زمان تو فزون تر همی شوی ۲۱
تا از حروف هست در اعجاز قافیت
تأسیس ردف و حرف صلت حایل و روی ۲۲
هرگز مباد نقش جلال تو مندرس
هرگز مباد فرش کمال تو منطوی ۲۳
بر قمع کفر و نصر هدی باد تا بحشر
شمشیر تو برنده و بازوی تو قوی ۲۴
تابنده از جمال تو آثار خسروی ۱
هر گه که در مهم معالی ندا دهی
جز پاسخ متابعت از چرخ نشوی ۲
فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو
از بهر قهر فتنه همی هیچ نغنوی ۳
در کف گرفته خنجر چون آب و پس بطبع
آتش نهاده سوی معالی همی روی ۴
هر روز و هر شب از فلک اندر کنار ملک
اقبال تو نوست و در اقبال تو نوی ۵
گشتست ملک مزرعهٔ تو، که اندرو
جز مکرمت نکاری و جز شکر ندروی ۶
سهم تو مشرکان جهان را همی کند
اندر مضیق زاویهٔ مرک منزوی ۷
چرخ و زمین و هرچه در این دو میانه اند
باشند در طفیل تو جایی که تو روی ۸
از حسن نقش صورت توقیعهای تو
منسوخ گشت نقش تصاویر مانوی ۹
هستند از طریق مساوات نزد عقل
جاه تو و فلک چو دو مصراع مثنوی ۱۰
عزی که بیند از تو همی خاک درگهت
هرگز ندیده مسند و ایوان کسروی ۱۱
موقوف بر دعای تو تازی و پارسی
مقصود بر ثنای تو عبری و پهلوی ۱۲
لطف بر ولی تو ظلی بود ظلیل
عنف تو بر عدوی تو دایی بود دوی ۱۳
اوصاف تو مبارک و آثار تو رضی
افعال تو مهذب و اخلاق تو سوی ۱۴
تو از میان زمرهٔ شاهان ممیزی
چون از میان زمرهٔ اشراف موسوی ۱۵
هرگز ز کید هیچ مصنعی تو نشکنی
هرگز بزرق هیچ مزور تو نگروی ۱۶
نهج صیانت تو صراطیست مستقیم
راه دیانت تو طریقیست مستوی ۱۷
بعد از کلام ایزد و اخبار مصطفی
در راه شرع قول تو مقبول و معنوی ۱۸
طبع تو بر دقایق ایام مطلع
لفظ تو بر حقایق آفاق محتوی ۱۹
حساد را حسام تو پی کرد و پست کرد
اقدام با تعدی و اعناق ملتوی ۲۰
جاه تو ایمنست ز عین الکمال، از آنک
در جاه هر زمان تو فزون تر همی شوی ۲۱
تا از حروف هست در اعجاز قافیت
تأسیس ردف و حرف صلت حایل و روی ۲۲
هرگز مباد نقش جلال تو مندرس
هرگز مباد فرش کمال تو منطوی ۲۳
بر قمع کفر و نصر هدی باد تا بحشر
شمشیر تو برنده و بازوی تو قوی ۲۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۴
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰۷ - در مدح ضیاء الدین علی بن جعفر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح اتسز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.