هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز درباره جمال دین پیمبر است که به توصیف فضایل، عدالت، حلم، جودت، علم و تأثیرات مثبت او بر مردم و جهان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، برتریهای اخلاقی و معنوی این شخصیت را برمیشمارد و تأکید میکند که چگونه وجود او باعث زنده شدن روح شاعر شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است و استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل پیامهای اخلاقی و ستایشآمیز متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۶۳ - در حق جمال الدین
جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی
که نیست بمعالی و مکرمات عدیل ۱
سداد رأی تو در گرد ملک حصن حصین
جناح عدل تو بر اهل شرک گشته دلیل ۲
بجنب حلم تو احنف شده سفیه سفیه
بپیش جود تو حاتم شده بخیل بخیل ۳
همه نهاد تو در حق نتیجهٔ توحید
همه حدیث تو در دین قرینهٔ تنزیل ۴
نهاده سهم تو در گردن نوایب غل
کشیده خوف تو در دیدهٔ حوادث میل ۵
عزایم تو شده ملک را بفتح بشیر
مکارم تو شده خلق را برزق کفیل ۶
ز کوه حلم تو یک ذره اند جودی و طور
ز بحر علم تو یک قطره اند دجله و نیل ۷
غلام لفظ بدیع تو در صدف لؤلؤ
حسود نعل سمند تو بر فلک اکلیل ۸
ولیت را زند اقبال چنگ در دامن
عدوت را فگند چرخ سنگ بر قندیل ۹
بجنب رأی تو چون سایه ای نماید مهر
بپیش باس تو چون پشه ای نماید پیل ۱۰
بزرگوارا ، شخص من از تو شد زنده
ازان سپس که بتیغ زمانه بود قتیل ۱۱
بسعی تست همه عز من ظریف و بلند
زجود تست همه مال من کثیر و قلیل ۱۲
همی نمایی تبجیل بی قیاس ، و لیک
همی فزاید تبجیل من همه تحجیل ۱۳
بمن عطای جزیلت رسید و حاصل شد
بدان عطای جزیلت بسی جزای جزیل ۱۴
ز من ثنای جمیلست بس درین دنیی
که خود بعقبی یابی بسی ثواب جمیل ۱۵
همیشه تا که بود اندرین سرای فنا
یکی ز بخت عزیز و یکی ز چرخ ذلیل ۱۶
بباغ لهو رخ ناصح تو باد چو گل
ز زخم دست بر حاسد تو باد چو نیل ۱۷
همیشه پشت تو و گردن تو باد قوی
که پشت شرک شکستی و گردن تعطیل ۱۸
که نیست بمعالی و مکرمات عدیل ۱
سداد رأی تو در گرد ملک حصن حصین
جناح عدل تو بر اهل شرک گشته دلیل ۲
بجنب حلم تو احنف شده سفیه سفیه
بپیش جود تو حاتم شده بخیل بخیل ۳
همه نهاد تو در حق نتیجهٔ توحید
همه حدیث تو در دین قرینهٔ تنزیل ۴
نهاده سهم تو در گردن نوایب غل
کشیده خوف تو در دیدهٔ حوادث میل ۵
عزایم تو شده ملک را بفتح بشیر
مکارم تو شده خلق را برزق کفیل ۶
ز کوه حلم تو یک ذره اند جودی و طور
ز بحر علم تو یک قطره اند دجله و نیل ۷
غلام لفظ بدیع تو در صدف لؤلؤ
حسود نعل سمند تو بر فلک اکلیل ۸
ولیت را زند اقبال چنگ در دامن
عدوت را فگند چرخ سنگ بر قندیل ۹
بجنب رأی تو چون سایه ای نماید مهر
بپیش باس تو چون پشه ای نماید پیل ۱۰
بزرگوارا ، شخص من از تو شد زنده
ازان سپس که بتیغ زمانه بود قتیل ۱۱
بسعی تست همه عز من ظریف و بلند
زجود تست همه مال من کثیر و قلیل ۱۲
همی نمایی تبجیل بی قیاس ، و لیک
همی فزاید تبجیل من همه تحجیل ۱۳
بمن عطای جزیلت رسید و حاصل شد
بدان عطای جزیلت بسی جزای جزیل ۱۴
ز من ثنای جمیلست بس درین دنیی
که خود بعقبی یابی بسی ثواب جمیل ۱۵
همیشه تا که بود اندرین سرای فنا
یکی ز بخت عزیز و یکی ز چرخ ذلیل ۱۶
بباغ لهو رخ ناصح تو باد چو گل
ز زخم دست بر حاسد تو باد چو نیل ۱۷
همیشه پشت تو و گردن تو باد قوی
که پشت شرک شکستی و گردن تعطیل ۱۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۸
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۲ - نیز در حق شمس الدین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۴ - در حق اتسز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.