هوش مصنوعی:
این متن به توصیف رابطهی عمیق و هماهنگ بین دو فرد میپردازد که مانند برادران یا یارانی وفادار و همگن هستند. یکی از آنها به عنوان شخصیتی برجسته و محبوب توصیف شده است که دیگران شیفتهی او هستند. در ادامه، گفتوگویی بین یک فرد سادهدل و یک دانشور دربارهی ارزش برادر و یار بیان میشود و نتیجه گرفته میشود که برادر از یار نیز بهتر است. در پایان، دعایی برای همیشه ماندن این دو همراه در کنار یکدیگر آورده شده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۸ - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره
نیکخواهی خاصه کو را یاور است
گشته پیدا با وی از یک گوهر است ۱
کرده جا در سایه ی اقبال او
سایه وار افتاده در دنبال او ۲
هر کجا این آفتاب آن پرتو است
هر کجا آن پیشوا این پیرو است ۳
گر چه بر مهد خلافت زاده است
بر خلافش یک قدم ننهاده است ۴
والی مصر جلال و احتشام
بود از آن رو یوسفش کردند نام ۵
رشک یوسف طلعت زیبای او
چون زلیخا عالمی شیدای او ۶
هر که می آرد رخش را در نظر
می زند گلبانگ ما هذا بشر ۷
گر چه هست او یک برادر شاه را
هست با صد جان برابر شاه را ۸
آمد او شه را برادر یار هم
در زمانه باشد این بسیار کم ۹
گفت با دانشوری آن ساده مرد
کای به دانش نزد هر آزاده فرد ۱۰
باز کن زین نکته ی پوشیده پوست
که برادر به بود یا یار و دوست ۱۱
گفت نبود نزد دانا هیچ چیز
زان برادر به که باشد یار نیز ۱۲
بر سر گردون خدایا ماه و سال
تا فراق فرقدان باشد محال ۱۳
این دو اختر را به هم تابنده وار
بر سریر مکرمت پاینده دار ۱۴
گشته پیدا با وی از یک گوهر است ۱
کرده جا در سایه ی اقبال او
سایه وار افتاده در دنبال او ۲
هر کجا این آفتاب آن پرتو است
هر کجا آن پیشوا این پیرو است ۳
گر چه بر مهد خلافت زاده است
بر خلافش یک قدم ننهاده است ۴
والی مصر جلال و احتشام
بود از آن رو یوسفش کردند نام ۵
رشک یوسف طلعت زیبای او
چون زلیخا عالمی شیدای او ۶
هر که می آرد رخش را در نظر
می زند گلبانگ ما هذا بشر ۷
گر چه هست او یک برادر شاه را
هست با صد جان برابر شاه را ۸
آمد او شه را برادر یار هم
در زمانه باشد این بسیار کم ۹
گفت با دانشوری آن ساده مرد
کای به دانش نزد هر آزاده فرد ۱۰
باز کن زین نکته ی پوشیده پوست
که برادر به بود یا یار و دوست ۱۱
گفت نبود نزد دانا هیچ چیز
زان برادر به که باشد یار نیز ۱۲
بر سر گردون خدایا ماه و سال
تا فراق فرقدان باشد محال ۱۳
این دو اختر را به هم تابنده وار
بر سریر مکرمت پاینده دار ۱۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۴
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۷ - اظهار عجز از استیفای ثنا کردن و دست تضرع به ادای دعا برآوردن
گوهر بعدی:بخش ۹ - در صفت ضعف و پیری و سد باب منفعت گیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.