هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به ستایش وجود پر فیض و نورانی خداوند میپردازد که در همه چیز حاضر و ناظر است. شاعر بیان میکند که همه صورتها و معانی از اوست و هیچ چیز از او بینصیب نیست. او متحد کننده اول و آخر، باطن و ظاهر است و در همه اضداد ظهور کرده است. متن همچنین به موضوع فنا و بقا در راه عشق به خدا اشاره دارد و از خواننده میخواهد که از خود فانی شود تا به بقای حقیقی برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند 'فنا' و 'بقا' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۲۷ - مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف است
ای پر از فیض وجود تو جهان
غرق نور تو چه پیدا چه نهان ۱
مایه صورت و معنی همه تو
با همه بی همه تو ای همه تو ۲
بی نصیب از تو نه چند است و نه چون
خالی از تو نه درون است و نه برون ۳
متحد اولی و آخریت
متفق باطنی و ظاهریت ۴
کرده ای در همه اضداد ظهور
هیچ ضد نیست ز نزدیک تو دور ۵
جامی از هستی خود پاک شده
در ره فقر و فنا خاک شده ۶
در بقای تو فنا می خواهد
وز فنا در تو بقا می خواهد ۷
از خود و کار خودش فانی دار
وان فنا را به وی ارزانی دار ۸
چون فنا شد به بقایش برسان
بر سر صدر صفایش بنشان ۹
کن به صافی صفتان رهبریش
متصف دار به صوفیگریش ۱۰
غرق نور تو چه پیدا چه نهان ۱
مایه صورت و معنی همه تو
با همه بی همه تو ای همه تو ۲
بی نصیب از تو نه چند است و نه چون
خالی از تو نه درون است و نه برون ۳
متحد اولی و آخریت
متفق باطنی و ظاهریت ۴
کرده ای در همه اضداد ظهور
هیچ ضد نیست ز نزدیک تو دور ۵
جامی از هستی خود پاک شده
در ره فقر و فنا خاک شده ۶
در بقای تو فنا می خواهد
وز فنا در تو بقا می خواهد ۷
از خود و کار خودش فانی دار
وان فنا را به وی ارزانی دار ۸
چون فنا شد به بقایش برسان
بر سر صدر صفایش بنشان ۹
کن به صافی صفتان رهبریش
متصف دار به صوفیگریش ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۶ - حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختند
گوهر بعدی:بخش ۲۸ - عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.