هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به بیان مفاهیمی مانند توحید، مکاشفه، فنا و بقا در عرفان اسلامی میپردازد. شاعر از رازهای عرفانی، حیات جاودانه و ارتباط با حق سخن میگوید و تأکید میکند که عارفان حقیقی تحت قباب الهی قرار دارند و از کهنگی و مردگی به دورند. همچنین به نقش فیض بخشی و انتقال اسرار عرفانی اشاره میشود.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۲۶ - در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق
در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق: اولیائی تحت قبابی لایعرفهم غیری ما را تا ابد زندگی و دوام و دولت و پایندگیست:
۱
هیچ میدانی تو ای صاحب یقین
چیست اینجا سر خرق آستین؟ ۲
آستین وهم او را، خرق کرد
حق و باطل را، بر او، فرق کرد ۳
التیام از خرق او، وزخرقهاست
فرقها از فرق او تا فرقهاست ۴
یعنی آگه شو که ما پایندهایم
تا ابد ما تازهایم و زندهایم ۵
فارغ آمد ذات ما ز افسردگی
نیست ما را، کهنگی و مردگی ۶
ناجی آنکو، راه ما را سالکست
غیر ما هر چیز بینی، هالکست ۷
عار داریم از حیات مستعار
کشته گشتن هست ما را اعتبار ۸
هم فنا را هم بقا را، رونقیم
فانی اندر حق و باقی در حقیم ۹
گر بصورت جان بجانان میدهیم
هم بمعنی مرده را جان میدهیم ۱۰
گر بصورت غایب از هر ناظریم
لیک در معنی بهر جا حاضریم ۱۱
متصل با بحر و خارج چون حباب
دوست را هستیم در تحت قباب ۱۲
عارف ما نیست جز او، هیچکس
همچنین ما عارف اوییم و بس ۱۳
آن ودیعت کز حسین بددر دلش
و آنچه محفوظ از ولی کاملش ۱۴
با عروس خویش گفت او شمهیی
خواند اندر گوش او، شرذمهیی ۱۵
فیض یابی، فیض بخشیدن گرفت
وقت را دید و درخشیدن گرفت ۱۶
یک جهت شد از پی طی جهات
آستین افشان به یکسر ممکنات ۱۷
هیچ میدانی تو ای صاحب یقین
چیست اینجا سر خرق آستین؟ ۲
آستین وهم او را، خرق کرد
حق و باطل را، بر او، فرق کرد ۳
التیام از خرق او، وزخرقهاست
فرقها از فرق او تا فرقهاست ۴
یعنی آگه شو که ما پایندهایم
تا ابد ما تازهایم و زندهایم ۵
فارغ آمد ذات ما ز افسردگی
نیست ما را، کهنگی و مردگی ۶
ناجی آنکو، راه ما را سالکست
غیر ما هر چیز بینی، هالکست ۷
عار داریم از حیات مستعار
کشته گشتن هست ما را اعتبار ۸
هم فنا را هم بقا را، رونقیم
فانی اندر حق و باقی در حقیم ۹
گر بصورت جان بجانان میدهیم
هم بمعنی مرده را جان میدهیم ۱۰
گر بصورت غایب از هر ناظریم
لیک در معنی بهر جا حاضریم ۱۱
متصل با بحر و خارج چون حباب
دوست را هستیم در تحت قباب ۱۲
عارف ما نیست جز او، هیچکس
همچنین ما عارف اوییم و بس ۱۳
آن ودیعت کز حسین بددر دلش
و آنچه محفوظ از ولی کاملش ۱۴
با عروس خویش گفت او شمهیی
خواند اندر گوش او، شرذمهیی ۱۵
فیض یابی، فیض بخشیدن گرفت
وقت را دید و درخشیدن گرفت ۱۶
یک جهت شد از پی طی جهات
آستین افشان به یکسر ممکنات ۱۷
تعداد ابیات: ۱۶
۵۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۵ - در بیان شرذمهیی از مقامات و مجموعهیی از کرامات قدوة النقباء و نخبة النجباء جناب قاسم سلام اللّه علیه:
گوهر بعدی:بخش ۲۷ - در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.