هوش مصنوعی:
این متن به بررسی جایگاه حضرت موسی (ع) در قرآن و نشانههای محبت خداوند به او میپردازد. همچنین، به موضوعاتی مانند اهمیت ذکر خدا، رابطه اعمال انسان با خودش، رحمت الهی، هدایت قرآن، و خطرات دعاهای ناآگاهانه اشاره میکند. در نهایت، تأکید میشود که ذکر خداوند بهتر از درخواستهای نابجا است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و تفسیری است که برای درک آن به سطحی از بلوغ فکری و دینی نیاز است.
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِی إِسْرائِیلَ» الآیة...
۱
کثرة ذکر اللَّه عزّ و جل لموسى (ع) فى القرآن من امارات اکرامه و علامات محبّته، کسى را که دوست دارند ذکر وى بسیار کنند، مصطفى (ص) گفت:«من احب شیئا اکثر ذکره» ۲
کسى که چیزى دوست دارد پیوسته نام آن چیز مىبرد و ذکر وى میکند نبینى خداوند جهان و کردگار مهربان جلّ جلاله و تقدّست اسمائه که موسى را گفت: «وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی» من دوستى خود بر تو افکندم، لا جرم بنگر تا در قرآن چند جایگاه است ذکر موسى: میقات موسى، طور موسى، وعده موسى، غربت موسى، مناجات موسى، برادر موسى، خواهر موسى، مادر موسى، همراه موسى، دریاى موسى، فرعون موسى، رنج موسى، نواخت موسى هیچیز نگذاشت از احوال و اخلاق موسى که نه در قرآن یاد کرد و مؤمنان را بسماع آن شاد کرد، تا بدانى که یاد کرد فراوان بار درخت دوستى است و نشان راه دوستى «وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ» الآیة... حکم راندیم و قضا کردیم و کار از غیب بیرون آوردیم تا با خلق نمائیم که آن همه ما بودیم و همه مائیم، در ازل ما بودیم و در ابد مائیم، نیک و بد بارادت ماست، نفع و ضرّ بتقدیر ماست، کائنات و محدثات محکوم تکلیف و مقهور تصریف ماست، از ازل تا جاودان علم ما بر همه روان و ما را بر همه حکم و فرمان، وجود شما که خلایقاید و عدم شما بر درگاه جلال ما یکسانست، نه در هستى شما ما را منفعت، نه در نیستى شما ما را مضرّت، نه کمال عزّت ما را بطاعت شما حاجت. ۳
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» ان احسنتم فثوابکم اکتسبتم و ان اسأتم فعذابکم اجتلبتم و الحقّ اعزّ من ان یعود الیه من افعال عبده زین أو شین جلال عزّت احدیّت و کمال صمدیت از آن عزیزتر و پاک تر که بطاعت مطیعان او را زینى بود یا از معصیت عاصیان درو شینى آید، اگر نیک مرد آیى خود را سود کنى، و اگر بد مرد باشى بر خود زیان آرى جلال احدیّت ما را جمال صمدیت بس: ۴
و لوجهها من وجهها قمر
و لعینها من عینها کحل ۵
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ» درجه عامه مؤمنان است در اعمال ایشان، باز درجه خواص در اعمال و احوال چنانست که بو یزید گفت در اشارت این آیت: من عمل لنفسه لا یعمل للَّه و من عمل للَّه لا یعمل لنفسه و لا یراها. و قال ابو سلیمان الدّارانى: العمّال فى الدّنیا یعملون على وجوه کلّ فى عمله یطلب حظّه فجاهل عمل على الغفلة و عامل عمل على العادة و خائف عمل على الرّهبة و متوکل عمل على الفراغة و زاهد عمل على الخلوة و صدّیق عمل على المحبّة و عمّال اللَّه اقل من القلیل. ۶
«عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ» این آیت امید داران را دست آویزى قوى است و نواختى نیکو، اى عسى من ربّاکم و بلطفه غذّاکم ان یرحمکم، آن خداوند که رایگان ترا بفضل خود بیافرید و بنعمت خود بپرورد و بلطف در حفظ و عنایت خود بداشت و از آفات و مکاره نگاه داشت، امیدست که بسرانجام رحمت کند و کارى که خود در گرفت بفضل خود بسر برد، «وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا» قال سهل بن عبد اللَّه: ان عدتم الى الفرار منّا عدنا الى اخذ الطّریق علیکم لترجعوا الینا، این همچنانست که مصطفى (ص) گفت حکایت از اللَّه تعالى جلّ جلاله: اذا علمت انّ الغالب على قلب عبدى الاشتغال بى جعلت شهوة عبدى فى مسئلتى و مناجاتى، فاذا کان عبدى کذلک فاراد ان یسهو عنّى حلت بینه و بین السّهو عنّى. ۷
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» قرآن دلیلى ظاهرست و رهروان را و چراغى روشن جویندگان را، همى اهل حق را دل گشاید و بسوى حق راه نماید، پس اگر جوینده با تقصیر بود و در نظر وى قصور بود و از عنایت حق دور بود قرآن مرور اسباب ضلالت و عمایت بود، چنانک اللَّه تعالى گفت: «وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى»، نه از آنک در دلیل قصور آمد که دلیل همانست که چراغ هدى از نور اعظم تابانست امّا نگرنده قاصر آمد و از دیدار آن محجوب همچون نور روز که جهان از آن پرست و نابینا از آن محروم: خورشید نه مجرم ار کسى بینا نیست. ۸
«وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ» الآیة... قال سهل: اسلم الدّعوات الذکر و ترک الاختیار فى الدّعاء و السّؤال، لانّ فى الذّکر الکفایة و ربّما یدعو الانسان و یسئل ما فیه هلاکه و هو لا یشعر الا ترى انّ اللَّه یقول: «وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ» و الذّاکر على الدّوام التّارک للاختیار فى الدّعاء و السّؤال مبذول له افضل الرّغائب و ساقط عنه آفات السّؤال و الاختیار. ۹
قال النّبی (ص) حاکیا عن ربّه: من شغله ذکرى عن مسئلتى اعطیته افضل ما اعطى السّائلین. ۱۰
کثرة ذکر اللَّه عزّ و جل لموسى (ع) فى القرآن من امارات اکرامه و علامات محبّته، کسى را که دوست دارند ذکر وى بسیار کنند، مصطفى (ص) گفت:«من احب شیئا اکثر ذکره» ۲
کسى که چیزى دوست دارد پیوسته نام آن چیز مىبرد و ذکر وى میکند نبینى خداوند جهان و کردگار مهربان جلّ جلاله و تقدّست اسمائه که موسى را گفت: «وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی» من دوستى خود بر تو افکندم، لا جرم بنگر تا در قرآن چند جایگاه است ذکر موسى: میقات موسى، طور موسى، وعده موسى، غربت موسى، مناجات موسى، برادر موسى، خواهر موسى، مادر موسى، همراه موسى، دریاى موسى، فرعون موسى، رنج موسى، نواخت موسى هیچیز نگذاشت از احوال و اخلاق موسى که نه در قرآن یاد کرد و مؤمنان را بسماع آن شاد کرد، تا بدانى که یاد کرد فراوان بار درخت دوستى است و نشان راه دوستى «وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ» الآیة... حکم راندیم و قضا کردیم و کار از غیب بیرون آوردیم تا با خلق نمائیم که آن همه ما بودیم و همه مائیم، در ازل ما بودیم و در ابد مائیم، نیک و بد بارادت ماست، نفع و ضرّ بتقدیر ماست، کائنات و محدثات محکوم تکلیف و مقهور تصریف ماست، از ازل تا جاودان علم ما بر همه روان و ما را بر همه حکم و فرمان، وجود شما که خلایقاید و عدم شما بر درگاه جلال ما یکسانست، نه در هستى شما ما را منفعت، نه در نیستى شما ما را مضرّت، نه کمال عزّت ما را بطاعت شما حاجت. ۳
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» ان احسنتم فثوابکم اکتسبتم و ان اسأتم فعذابکم اجتلبتم و الحقّ اعزّ من ان یعود الیه من افعال عبده زین أو شین جلال عزّت احدیّت و کمال صمدیت از آن عزیزتر و پاک تر که بطاعت مطیعان او را زینى بود یا از معصیت عاصیان درو شینى آید، اگر نیک مرد آیى خود را سود کنى، و اگر بد مرد باشى بر خود زیان آرى جلال احدیّت ما را جمال صمدیت بس: ۴
و لوجهها من وجهها قمر
و لعینها من عینها کحل ۵
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ» درجه عامه مؤمنان است در اعمال ایشان، باز درجه خواص در اعمال و احوال چنانست که بو یزید گفت در اشارت این آیت: من عمل لنفسه لا یعمل للَّه و من عمل للَّه لا یعمل لنفسه و لا یراها. و قال ابو سلیمان الدّارانى: العمّال فى الدّنیا یعملون على وجوه کلّ فى عمله یطلب حظّه فجاهل عمل على الغفلة و عامل عمل على العادة و خائف عمل على الرّهبة و متوکل عمل على الفراغة و زاهد عمل على الخلوة و صدّیق عمل على المحبّة و عمّال اللَّه اقل من القلیل. ۶
«عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ» این آیت امید داران را دست آویزى قوى است و نواختى نیکو، اى عسى من ربّاکم و بلطفه غذّاکم ان یرحمکم، آن خداوند که رایگان ترا بفضل خود بیافرید و بنعمت خود بپرورد و بلطف در حفظ و عنایت خود بداشت و از آفات و مکاره نگاه داشت، امیدست که بسرانجام رحمت کند و کارى که خود در گرفت بفضل خود بسر برد، «وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا» قال سهل بن عبد اللَّه: ان عدتم الى الفرار منّا عدنا الى اخذ الطّریق علیکم لترجعوا الینا، این همچنانست که مصطفى (ص) گفت حکایت از اللَّه تعالى جلّ جلاله: اذا علمت انّ الغالب على قلب عبدى الاشتغال بى جعلت شهوة عبدى فى مسئلتى و مناجاتى، فاذا کان عبدى کذلک فاراد ان یسهو عنّى حلت بینه و بین السّهو عنّى. ۷
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» قرآن دلیلى ظاهرست و رهروان را و چراغى روشن جویندگان را، همى اهل حق را دل گشاید و بسوى حق راه نماید، پس اگر جوینده با تقصیر بود و در نظر وى قصور بود و از عنایت حق دور بود قرآن مرور اسباب ضلالت و عمایت بود، چنانک اللَّه تعالى گفت: «وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى»، نه از آنک در دلیل قصور آمد که دلیل همانست که چراغ هدى از نور اعظم تابانست امّا نگرنده قاصر آمد و از دیدار آن محجوب همچون نور روز که جهان از آن پرست و نابینا از آن محروم: خورشید نه مجرم ار کسى بینا نیست. ۸
«وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ» الآیة... قال سهل: اسلم الدّعوات الذکر و ترک الاختیار فى الدّعاء و السّؤال، لانّ فى الذّکر الکفایة و ربّما یدعو الانسان و یسئل ما فیه هلاکه و هو لا یشعر الا ترى انّ اللَّه یقول: «وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ» و الذّاکر على الدّوام التّارک للاختیار فى الدّعاء و السّؤال مبذول له افضل الرّغائب و ساقط عنه آفات السّؤال و الاختیار. ۹
قال النّبی (ص) حاکیا عن ربّه: من شغله ذکرى عن مسئلتى اعطیته افضل ما اعطى السّائلین. ۱۰
تعداد ابیات: ۱
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:۲ - النوبة الثانیة
گوهر بعدی:۳ - النوبة الاولى
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.