هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق وصال معشوق است. شاعر از رنج هجران می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که بر او رحم کند. او به زیبایی معشوق و تأثیر گریه‌هایش بر تازه‌شدن باغ حسنت اشاره می‌کند و آرزوی دیدار جانان را دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۱ - یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را

یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
گل سراسر آتشست، اما نسوزد خار را ۱

دیگر از بی طاقتی خواهم گریبان چاک زد
چند پوشم سینه ی ریش و دل افگار را؟ ۲

بر من آزرده رحمی کن، خدا را، ای طبیب
مرهمی نه، کز دلم بیرون برد آزار را ۳

باغ حسنت تازه شد از دیده ی گریان من
چشم من آب دگر داد آن گل رخسار را ۴

روز هجر از خاطرم اندیشه ی وصلت نرفت
آرزوی صحت از دل کی رود بیمار را؟ ۵

حال خود گفتی: بگو، بسیار و اندک هرچه هست
صبر اندک را بگویم، یا غم بسیار را؟ ۶

دیدن دیدار جانان دولتی باشد عظیم
از خدا خواهد هلالی دولت دیدار را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰ - جان خوشست، اما نمی خواهم که جان گویم تو را
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.