هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و از یار و ساقی میخواهد که جام را از دستش نگیرد. او از فتنههای روزگار شکایت دارد و آرزو میکند که هلالی (جامی) از خدا بخواهد تا با حریفی (همنشینی) این پیغام را به ساقی برساند. متن پر از تصاویر شاعرانه مانند عکس روی یار در جام و تشبیه جام به خورشید است.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و نمادهای عرفانی دارد.
غزل ۱۴ - یار، چون در جام می بیند، رخ گل فام را
یار، چون در جام می بیند، رخ گل فام را
عکس رویش چشمه ی خورشید سازد جام را ۱
جام می بر دست من نه، نام نیک از من مجوی
نیک نامی خود چه کار آید من بد نام را؟ ۲
ساقیا، جام و قدح را صبح و شام از کف منه
کین چنین خورشید و ماهی نیست صبح و شام را ۳
فتنه انگیزست دوران، جام می در گردش آر
تا نبینم فتنه های گردش ایام را ۴
از خدا خواهد هلالی دم به دم جام نشاط
کو حریفی، تا به ساقی گوید این پیغام را؟ ۵
عکس رویش چشمه ی خورشید سازد جام را ۱
جام می بر دست من نه، نام نیک از من مجوی
نیک نامی خود چه کار آید من بد نام را؟ ۲
ساقیا، جام و قدح را صبح و شام از کف منه
کین چنین خورشید و ماهی نیست صبح و شام را ۳
فتنه انگیزست دوران، جام می در گردش آر
تا نبینم فتنه های گردش ایام را ۴
از خدا خواهد هلالی دم به دم جام نشاط
کو حریفی، تا به ساقی گوید این پیغام را؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - آرزومند توام، بنمای روی خویش را
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - یک دو روزی می گذارد یار من تنها مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.