هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تضادها و تناقضهای زندگی سخن میگوید. شاعر از نابسامانیها، بیگانگی با نزدیکان، و دردهای پنهانی میگوید که به افسانه تبدیل شدهاند. همچنین، از نصیحتهای بیفایده و انتظارات بیجا از افراد ناتوان انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقاد اجتماعی و احساس غربت ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۲۶ - گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
محتسب تا چند در شور آورد می خانه را؟ ۱
هر کجا شب ها ز سوز خویش گفتم شمه ای
شمع را بگداختم، آتش زدم پروانه را ۲
قصه ی پنهان ما افسانه شد، این هم خوشست
پیش او شاید رفیقی گوید این افسانه را ۳
این همه بیگانگی با آشنایان بس نبود؟
کاشنای خویش کردی مردم بیگانه را ۴
از هلالی دیگر، ای ناصح، خردمندی مجوی
بیش ازین تکلیف هشیاری مکن دیوانه را ۵
محتسب تا چند در شور آورد می خانه را؟ ۱
هر کجا شب ها ز سوز خویش گفتم شمه ای
شمع را بگداختم، آتش زدم پروانه را ۲
قصه ی پنهان ما افسانه شد، این هم خوشست
پیش او شاید رفیقی گوید این افسانه را ۳
این همه بیگانگی با آشنایان بس نبود؟
کاشنای خویش کردی مردم بیگانه را ۴
از هلالی دیگر، ای ناصح، خردمندی مجوی
بیش ازین تکلیف هشیاری مکن دیوانه را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵ - به چه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.