هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیاعتباری دنیا و شادیهای زودگذر آن سخن میگوید و دردها و نامرادیهای عشق را برتر میشمرد. او خود را همچون مجنون، سرگردان و مدهوش توصیف میکند و از بیوفایی و حسرتهای عشق شکایت دارد. با وجود این، اعتقاد پاکش به معشوق را ستایش میکند و از روزهای شاد گذشته یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و حسرتبار است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند جنون و نامرادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۶ - دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی ها
دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی ها
خوشا! آن دردمندی های عشق و نامرادی ها ۱
من و مجنون دو مدهوشیم سرگردان به هر وادی
ببین کاخر جنون انداخت ما را در چه وادی ها؟ ۲
دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کویش
بلی، آخر به جایی می کشد پاک اعتقادی ها ۳
چو عمر خود ندارم اعتمادی بر وفای تو
چه عمرست این که من دارم برو خوش اعتمادی ها؟ ۴
به خون دل سواد دیده را شستم، زهی حسرت!
که از خطت مرا محروم کرد این بی سوادی ها ۵
چو گم کردم دل خود را چه سود از ناله و افغان؟
که نتوان یافت این گم گشته را با این منادی ها ۶
هلالی، دیگران از وصل او شادند و من غمگین
خوش آن روزی که من هم داشتم زین گونه شادی ها! ۷
خوشا! آن دردمندی های عشق و نامرادی ها ۱
من و مجنون دو مدهوشیم سرگردان به هر وادی
ببین کاخر جنون انداخت ما را در چه وادی ها؟ ۲
دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کویش
بلی، آخر به جایی می کشد پاک اعتقادی ها ۳
چو عمر خود ندارم اعتمادی بر وفای تو
چه عمرست این که من دارم برو خوش اعتمادی ها؟ ۴
به خون دل سواد دیده را شستم، زهی حسرت!
که از خطت مرا محروم کرد این بی سوادی ها ۵
چو گم کردم دل خود را چه سود از ناله و افغان؟
که نتوان یافت این گم گشته را با این منادی ها ۶
هلالی، دیگران از وصل او شادند و من غمگین
خوش آن روزی که من هم داشتم زین گونه شادی ها! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵ - ز آب چشم من گل شد، به راه عشق، منزل ها
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - گل رویت عرق کرد از می ناب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.