هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد هجران، بیماری و غربت می‌نالد و آرزوی مرگ رقیب را دارد. او از ناامیدی و محرومیت از وصال معشوق شکایت می‌کند و امیدوار است که روزی به آرزویش برسد. در پایان، شاعر از زیبایی معشوق و محرومیت دیگران از وصال او سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق، درد و رنج عاطفی و اشاره به مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا سنگین باشد. درک کامل این مفاهیم معمولاً به بلوغ عاطفی و تجربه بیشتری نیاز دارد.

غزل ۴۰ - گر دعای دردمندان مستجابست، ای حبیب

گر دعای دردمندان مستجابست، ای حبیب
از خدا هرگز نخواهم خواست جز مرگ رقیب ۱

درد بیماری و اندوه غریبی مشکلست
وای مسکینی که هم بیمار باشد هم غریب! ۲

سر ببالینم ز درد هجر، نزدیک آمدست
کز سر بالین من شرمنده برخیزد طبیب ۳

دیگران دارند هر یک صد امید از خوان وصل
من ز درد بی نصیبی چند باشم بی نصیب؟ ۴

ای صبا، جهدی کن و بگشا نقاب غنچه را
تا کی از دیدار گل محروم باشد عندلیب؟ ۵

زان دهان کام منست و هست پنهان زیر لب
چشم می دارم که کام من برآید عنقریب ۶

چون هلالی بی مه رویت ز جان سیر آمدم
کس مباد از خوان وصل ماهرویان بی نصیب! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹ - سر نمی تابم ز شمشیر حبیب
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - من به کویت عاشق زار و دل غمگین غریب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.