هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق عاشقانه و حیرتآور را بیان میکند. با استفاده از استعارههایی مانند لبهای میگون در شراب، آتش در آب، و بلبل افغانکننده، شاعر حالتهای روحی و عاطفی خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به عشق الهی و فروتنی در برابر معشوق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است نیاز به درک ادبی بالاتری داشته باشند.
غزل ۵۴ - عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است ۱
ظاهرست از حلق های زلف و ماه عارضت
در میان سایه هر جا آفتاب افتاده است ۲
چون طبیب عاشقانی، گه گه این دل خسته را
پرسشی میکن که بیمار و خراب افتاده است ۳
بلبل افغان میکند هر لحظه بر شاخی دگر
جلوه ی گل دیده و در اضطراب افتاده است ۴
چون هلالی را به خاک آستانش دید گفت:
این گدا را بین، که بس عالی جناب افتاده است ۵
حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است ۱
ظاهرست از حلق های زلف و ماه عارضت
در میان سایه هر جا آفتاب افتاده است ۲
چون طبیب عاشقانی، گه گه این دل خسته را
پرسشی میکن که بیمار و خراب افتاده است ۳
بلبل افغان میکند هر لحظه بر شاخی دگر
جلوه ی گل دیده و در اضطراب افتاده است ۴
چون هلالی را به خاک آستانش دید گفت:
این گدا را بین، که بس عالی جناب افتاده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳ - هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - مه ز جور فلک دوتا شده است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.