هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره میکند و از عشق و دیوانگی خود در این راه میگوید. همچنین، از حسادت و رنجشهای عاشقانه نیز سخن به میان میآورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سگ را بخون آهو رخصت مده' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
غزل ۱۰۱ - آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
طعم دهان تنگت تنگ شکر ندارد ۱
ای دیده، تیز منگر در روی نازک او
کز غایت لطافت تاب نظر ندارد ۲
در هر گذر که باشی، نتوان گذشتن از تو
آری، چو جانی و کس از جان گذر ندارد ۳
سگ را به خون آهو رخصت مده، که مسکین
از رشک چشم مستت خون در جگر ندارد ۴
در عشق تو هلالی از ترک سر به سر شد
دیوانه است و عاشق، پروای سر ندارد ۵
طعم دهان تنگت تنگ شکر ندارد ۱
ای دیده، تیز منگر در روی نازک او
کز غایت لطافت تاب نظر ندارد ۲
در هر گذر که باشی، نتوان گذشتن از تو
آری، چو جانی و کس از جان گذر ندارد ۳
سگ را به خون آهو رخصت مده، که مسکین
از رشک چشم مستت خون در جگر ندارد ۴
در عشق تو هلالی از ترک سر به سر شد
دیوانه است و عاشق، پروای سر ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰ - چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲ - روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.