هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناپایداری و زوال دنیا و زیبایی‌های آن است. شاعر از فراق، اندوه و گذرایی عمر سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که هیچ چیز پایدار نیست، حتی زیبایی و ناز. در نهایت، شاعر به خواننده توصیه می‌کند که غم نخورد، زیرا این حالت نیز پایدار نخواهد بود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره ناپایداری زندگی و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.

غزل ۱۳۵ - دلم رفت و جان حزین هم نماند

دلم رفت و جان حزین هم نماند
ز عمر اندکی ماند و این هم نماند ۱

سرم خاک آن در شد و زود باشد
که گردش به روی زمین هم نماند ۲

نشسته به خون مردم چشم، دانم
که در خانه مردم نشین هم نماند ۳

چه هر دم به ناز افگنی چین بر ابرو؟
مناز، ای بت چین، که چین هم نماند ۴

گر افتاده خاکساری بمیرد
سهی قامت نازنین هم نماند ۵

هلالی، اگر نیست حالت چو اول
مخور غم، که آخر چنین هم نماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴ - جهان و هر چه درو هست پایدار نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶ - پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.