هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و حسرت سخن میگوید، از زیبایی معشوق و رنج عاشق، از نگاهداری دل و غفلت از آن، و از موانع و دردهای عشق. شاعر از جدایی و دوری معشوق مینالد و حالتی میان مرگ و زندگی را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآمیز این شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۳۶ - پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند
پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند
بهر سلطان خیالت کشور دل ساختند ۱
صد هزاران آفرین بر کلک نقاشان صنع
کز گل و آب این چنین شکل و شمایل ساختند ۲
خوبرویان را جفا دادند و استغنا و ناز
بر گرفتاران، به غایت، کار مشکل ساختند ۳
کار ما این بود کز خوبان نگه داریم دل
عاقبت ما را ز کار خویش غافل ساختند ۴
آه! ازین حسرت که: هر جا خواستم بینم رخش
پیش چشم من هزاران پرده حایل ساختند ۵
هر کجا رفتند خوبان، به شد از باغ بهشت
خاصه آن جایی که روزی چند منزل ساختند ۶
می تپم، نی مرده و نی زنده، بر خاک درش
همچو آن مرغی، که او را نیم بسمل ساختند ۷
منظر عیش هلالی از فلک بگذشته بود
خیل اندوه تو با خاکش مقابل ساختند ۸
بهر سلطان خیالت کشور دل ساختند ۱
صد هزاران آفرین بر کلک نقاشان صنع
کز گل و آب این چنین شکل و شمایل ساختند ۲
خوبرویان را جفا دادند و استغنا و ناز
بر گرفتاران، به غایت، کار مشکل ساختند ۳
کار ما این بود کز خوبان نگه داریم دل
عاقبت ما را ز کار خویش غافل ساختند ۴
آه! ازین حسرت که: هر جا خواستم بینم رخش
پیش چشم من هزاران پرده حایل ساختند ۵
هر کجا رفتند خوبان، به شد از باغ بهشت
خاصه آن جایی که روزی چند منزل ساختند ۶
می تپم، نی مرده و نی زنده، بر خاک درش
همچو آن مرغی، که او را نیم بسمل ساختند ۷
منظر عیش هلالی از فلک بگذشته بود
خیل اندوه تو با خاکش مقابل ساختند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۵ - دلم رفت و جان حزین هم نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷ - بس که خلقی سخن عاشقی من کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.