هوش مصنوعی: این شعر از هلالی بیانگر درد عشق و دوری از معشوق است. شاعر از رنج‌های عشق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و احساس تنهایی و درماندگی خود را توصیف می‌نماید. او از این که معشوق او را از نظر انداخته و از لطف خود محروم کرده، گلایه دارد و حتی مرگ را به جدایی ترجیح می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید مانند درد دل، تنهایی و تمایل به مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کشتن' و 'درد دل خونین' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

غزل ۱۵۰ - کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟

کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟
مگذار بلاهای چنین را به سر خود ۱

رفتار ترا، گر ملک از عرش ببیند
آید به زمین فرش کند بال و پر خود ۲

چشم تو نهان یک نظر از لطف بینداخت
ما را ز چه انداخته ای از نظر خود؟ ۳

دیروز ز حال همه عالم خبرم بود
امروز چنانم که: ندارم خبر خود ۴

در عشق تو از من اثری بیش نماندست
نزدیک شد آن دم که نیابم اثر خود ۵

من کشته شوم به که جدا افتم از آن در
زارم بکش و دور میفگن ز در خود ۶

دور از تو چه گویم: به چه حالست هلالی؟
درمانده به درد دل خونین جگر خود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.