هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که در آن شاعر از زیبایی‌های بی‌نظیر معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جای او را بگیرد. شاعر حتی از تغییر رفتار معشوق می‌ترسد و آرزو می‌کند که همیشه در کنار او بماند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

غزل ۱۸۶ - حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر

حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
خوش نمی آید بجز روی توام روی دگر ۱

تازه گلهای چمن خوشرنگ و خوشبویند، لیک
گل رخ ما رنگ دیگر دارد و بوی دگر ۲

زینت آن روی نیکو خال بس، خط، گو: مباش
حسن او را در نمی باید سر موی دگر ۳

کشتن آمد خوی آن بی رحم وز آنم باک نیست
باک از آن دارم که گیرد غیر ازین خوی دگر ۴

روز محشر، کز جفای نیکوان نالند خلق
باشد آن بدخوی را هر سو دعاگوی دگر ۵

هر کرا خاک سر کوی تو دامن گیر شد
کی بدامانش رسد گرد سر کوی دگر؟ ۶

دی چو با آن زلف و رخ سوی هلالی آمدی
رفت آرام و قرارش هر یکی سوی دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.