هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و اندوه ناشی از جدایی و بی‌توجهی معشوق سخن می‌گوید. شاعر از گذر عمر و بی‌خبری معشوق از حالش گلایه دارد، به دیدار کوتاهی اشاره می‌کند که سال‌ها از آن گذشته ولی هنوز تحت تأثیر آن است. همچنین از توجه معشوق به رقیب و بی‌اعتنایی به خودش شکایت می‌کند و در پایان، از پشیمانی و حسرت گذشته می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و پشیمانی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۹۳ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز

عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز ۱

یک نظر دیدیم دیدارت وزان عمری گذشت
دیدها بر هم نمی آید ز حیرانی هنوز ۲

چیست چندین التفات آشکارا با رقیب؟
جانب ما یک نظر نا کرده پنهانی هنوز ۳

در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان
کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز ۴

پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بود
میکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.