هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیتوجهی معشوق و ناتوانی در رسیدن به او رنج میبرد. شاعر از بیخبری معشوق از دردهایش، سنگدلی او و ناتوانی خود در جلب توجهش شکایت میکند. همچنین، او از فقر و نداری خود و دوری از آرزوهایش میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد و رنج عاطفی و مفاهیم انتزاعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۲۵۸ - آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
دیگر نماند جای نفس، آه چون کنم؟ ۱
طفلست و شوخ و بی خبر از درد عاشقی
او را ز حال خویشتن آگاه چون کنم؟ ۲
خواهم گهی به خاطر او بگذرم ولی
سنگین دلست، در دل او راه چون کنم؟ ۳
در پای او بمردم و قدرم نشد بلند
یارب، ز دست همت کوتاه چون کنم؟ ۴
ای بخت، من کجا و تمنای وصل او؟
درویشم و گدا، هوس شاه چون کنم؟ ۵
گفتی: چراست پیرهنت چاک همچو گل؟
بوی تو داد باد سحرگاه چون کنم؟ ۶
گویند: ناله چیست؟ هلالی، خموش باش
با کوه درد و محنت جان کاه چون کنم؟ ۷
دیگر نماند جای نفس، آه چون کنم؟ ۱
طفلست و شوخ و بی خبر از درد عاشقی
او را ز حال خویشتن آگاه چون کنم؟ ۲
خواهم گهی به خاطر او بگذرم ولی
سنگین دلست، در دل او راه چون کنم؟ ۳
در پای او بمردم و قدرم نشد بلند
یارب، ز دست همت کوتاه چون کنم؟ ۴
ای بخت، من کجا و تمنای وصل او؟
درویشم و گدا، هوس شاه چون کنم؟ ۵
گفتی: چراست پیرهنت چاک همچو گل؟
بوی تو داد باد سحرگاه چون کنم؟ ۶
گویند: ناله چیست؟ هلالی، خموش باش
با کوه درد و محنت جان کاه چون کنم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.