هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد جدایی، ناامیدی و رنج عشق شکایت می‌کند. او از بی‌وفایی معشوق و تنهایی خود می‌نالد و از زندگی پر از محنت و بی‌پناهی خود سخن می‌گوید. همچنین، به تضاد بین رند بودن و پارسایی اشاره می‌کند و از بی‌نوایی و گرفتاری خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه، اندوه و تنهایی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رند بودن و پارسایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۶۰ - گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟

گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
من سگ آن آستانم، بی وفایی چون کنم؟ ۱

بعد عمری آشنا گشتی به صد خون جگر
باز اگر بیگانه گردی، آشنایی چون کنم؟ ۲

رفتی و در محنت جان کندنم انداختی
گر بیایی زنده مانم، ور نیایی چون کنم؟ ۳

زاهدا، از نقل و می بیهوده منعم میکنی
من که رندی کرده باشم، پارسایی چون کنم؟ ۴

گفته ای: تا کی هلالی زار نالد همچو عود؟
چون گرفتارم به چنگ بی نوایی چون کنم؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
نظرها و حاشیه ها
حسین
۱۴۰۱/۸/۱۷ ۰۳:۴۳

بیت آخر اینگونه است:
چون گرفتارم به چنگ و نی نوایی چون کنم؟

گوهرین: با سلام و احترام. در دیوان منتشر شده به تصحیح سعید نفیسی، به همین صورت "چون گرفتارم به چنگ بی نوایی چون کنم؟" نوشته شده است. آیا شما منبع دیگری در اختیار دارید؟