هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه، احساسات عمیق خود را به معشوق بیان می‌کند و از فداکاری و عشق بی‌حد خود سخن می‌گوید. او آرزو می‌کند که همیشه در کنار معشوق باشد و از زیبایی‌های او لذت ببرد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «همچو سگ با تو سراسیمه ام» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.

غزل ۲۶۱ - جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم

جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
بود و نابود همه در سر کار تو کنم ۱

تا دگر دور نیفتد ز رخت مردم چشم
خواهَمَش بر کنم و خال عذار تو کنم ۲

همچو سگ با تو سراسیمه‌ام، ای طرفه غزال
می‌روم در هوس آنکه شکار تو کنم ۳

ای گل تازه که دیر آمده‌ای پیش نظر
زود مگذر، که تماشای بهار تو کنم ۴

ماه من، سوی هلالی بگذر از سر مهر
سرمه دیده گریان ز غبار تو کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۰ - گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲ - بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.