هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و جدایی میگوید و از ناتوانی در تحمل دوری و رقابت در عشق شکایت میکند. او با بیان احساسات خود، از سنگدلی معشوق گلایه کرده و امید به دیدارش را در قالب تشبیهات زیبا بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۶۶ - دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
اگر به دست من افتد، هزار پاره کنم ۱
خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آن
که در میان رقیبان تو را نظاره کنم؟ ۲
مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهی
تو در میانه جانی، چه سان کناره کنم؟ ۳
اگر چه سنگدلی، از من این مناسب نیست
که نسبت دل سختت به سنگ خاره کنم ۴
هلالی، از رخ جانان به ماه نتوان دید
ز آفتاب چرا روی در ستاره کنم؟ ۵
اگر به دست من افتد، هزار پاره کنم ۱
خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آن
که در میان رقیبان تو را نظاره کنم؟ ۲
مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهی
تو در میانه جانی، چه سان کناره کنم؟ ۳
اگر چه سنگدلی، از من این مناسب نیست
که نسبت دل سختت به سنگ خاره کنم ۴
هلالی، از رخ جانان به ماه نتوان دید
ز آفتاب چرا روی در ستاره کنم؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵ - یار بی رحم و من از درد به جانم، چه کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷ - آنکه از درد دل خود به فغانست منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.