هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و عشق نافرجام مینالد و خود را در راه عشق فداکار و تسلیمشده میداند. شاعر با وجود آگاهی از خطرات و رنجهای این راه، همچنان مصمم به ادامه دادن است و حتی حاضر به پذیرش مرگ در این مسیر است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و فداکاری در عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۲۷۱ - از پی آن دلبر شیرین شمایل می روم
از پی آن دلبر شیرین شمایل می روم
دل پی او رفت و من هم از پی دل می روم ۱
می روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریز
من هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می روم ۲
گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیک
چند گامی همچو مرغ نیم بسمل می روم ۳
چون به کوی او روم ترسم رقیبان پی برند
زانکه من در گریه خود پای در گل می روم ۴
ای که می گویی: برو، تحصیل درس عشق کن
می روم، اما پی تحصیل حاصل می روم ۵
وادی درد و بلا در عشق هر یک منزلست
کرده ام عزم سفر، منزل، به منزل می روم ۶
می روم سویش به استقبال و خوشحالم که باز
می رسد اقبال و من هم در مقابل می روم ۷
در ره عشق، ای هلالی، از من آگاهی مجو
زانکه من این راه را بسیار غافل می روم ۸
دل پی او رفت و من هم از پی دل می روم ۱
می روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریز
من هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می روم ۲
گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیک
چند گامی همچو مرغ نیم بسمل می روم ۳
چون به کوی او روم ترسم رقیبان پی برند
زانکه من در گریه خود پای در گل می روم ۴
ای که می گویی: برو، تحصیل درس عشق کن
می روم، اما پی تحصیل حاصل می روم ۵
وادی درد و بلا در عشق هر یک منزلست
کرده ام عزم سفر، منزل، به منزل می روم ۶
می روم سویش به استقبال و خوشحالم که باز
می رسد اقبال و من هم در مقابل می روم ۷
در ره عشق، ای هلالی، از من آگاهی مجو
زانکه من این راه را بسیار غافل می روم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.