هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی می‌نالد و آرزوی رهایی از این غم‌ها را دارد. او به مجنون اشاره می‌کند و امیدوار است که مانند او از این داغ جگرسوز رها شود. شاعر از معشوق می‌خواهد که با کرم خود او را از جور و ستم نجات دهد و در پایان، برای فرار از غم درون، به باده پناه می‌برد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مصرف باده ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۲۷۸ - خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم

خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
به مراد دل ازین درد و الم باز رهم ۱

رفت مجنون و ازین داغ جگر سوز برست
می روم تا من دلسوخته هم باز رهم ۲

نیست امکان خلاصی ز تو در ملک وجود
مگر از قید تو در کوی عدم باز رهم ۳

از تو بر من ستم و جور خلاف کرمست
کرمی کن، که ازین جور و ستم باز رهم ۴

جان ز غم سوخت، هلالی، قدح باده کجاست؟
تا ازین سوز درون یک دو سه دم باز رهم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۰
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - به حمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.