هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردها و رنج‌های عاشقانه خود می‌گوید. او از بی‌وفایی و دوری معشوق شکایت دارد و احساس تنهایی و بی‌کسی می‌کند. با وجود اینکه طبیبان به او توصیه می‌کنند درد خود را بیان کند، او احساس می‌کند دردش آنقدر عمیق است که قابل بیان نیست. همچنین، او از گذشت زمان و تغییر حال و هوای زندگی خود افسوس می‌خورد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و دردهای عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و افسرده‌ی شعر مناسب سنین بالاتر است که توانایی تحلیل و درک بهتر احساسات پیچیده را دارند.

غزل ۲۸۹ - یارب، غم بی‌رحمی جانان به که گویم؟

یارب، غم بی‌رحمی جانان به که گویم؟
جانم غم او سوخت، غم جان به که گویم؟ ۱

نی یار و نه غمخوار و نه کس محرم اسرار
رنجوری و مهجوری و حرمان به که گویم؟ ۲

آشفته شد از قصه من خاطر جمعی
دیگر چه کنم؟ حال پریشان به که گویم؟ ۳

گویند طبیبان که: بگو درد خود، اما
دردی که گذشتست ز درمان به که گویم؟ ۴

دردی، که مرا ساخته رسوا، همه دانند
داغی، که مرا ساخته پنهان، به که گویم؟ ۵

اندوه تو ناگفته و درد تو نهان به
این پیش که ظاهر کنم و آن به که گویم؟ ۶

خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند
من بی کسم، افسانه هجران به که گویم؟ ۷

دور طرب، افسوس! که بگذشت، هلالی
دور دگر آمد، غم دوران به که گویم؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۲
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۸ - ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰ - ساخت گدای درگهت مرحمت الهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.