هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌های عشق و رشک سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با او با مهربانی رفتار کند. او از دردهای عشق و تنهایی می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که به حالش توجه کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و احساسی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشد.

غزل ۳۰۴ - از رشک سوختم، به رقیبان سخن مکن

از رشک سوختم، به رقیبان سخن مکن
گر می کنی، برای خدا، پیش من مکن

در آرزوی یک سخنم جان به لب رسید
جانا، تو را که گفت که با ما سخن مکن؟

هر جا که شمع جمع شدی سوختم ز رشک
بهر خدا، که روی به هر انجمن مکن

عاشق منم، حکایت فرهاد تا به کی؟
جان کندنم ببین، سخن کوهکن مکن

تا چند بهر قتل من آزرده می شوی؟
سهلست بر من، این همه، بر خویشتن مکن

ای کز دیار عقل فتادی به ملک عشق،
حال غریب ما نگر، این جا وطن مکن

گفت از لبت هلالی و قدر شکر شکست
نامش به غیر طوطی شکر شکن مکن
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳ - ای دل، به کوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۵ - برخیز و به سر وقت اسیران گذری کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.