هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق ناکام خود میگوید. او با تصاویری مانند هلال ابرو، انتظار بیپایان، گریه پنهانی و اشکهای خونین، رنج خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به کعبه و عشق الهی دارد که نشاندهندهی بعد عرفانی شعر است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۱ - مسلمانان، مرا جان خواهد آمد از الم بیرون
مسلمانان، مرا جان خواهد آمد از الم بیرون
که می آید هلال ابروی من از خانه کم بیرون
بر آن در، انتظاری می برم، با آنکه می دانم
که شاهان بهر درویشان نیایند از حرم بیرون
مرا این دم تو خواهی کشت یا هجران دم دیگر؟
به هر تقدیر جانم خواهد آمد دم به دم بیرون
ز بهر گریه پنهانی در از اغیار بر بستم
ولی دیوار داد از جانب همسایه نم بیرون
نه اشکست این، که موج انگیخت خوناب دل از چشمم
نه آهست این، که جان از خانه تن زد علم بیرون
اگر اهل عدم دانند محنتهای عشقت را
ز بیم عاشقی هرگز نیایند از عدم بیرون
هلالی، گر رسی روزی به طرف کعبه کویش
قدم از سر کن آنجا و منه دیگر قدم بیرون
که می آید هلال ابروی من از خانه کم بیرون
بر آن در، انتظاری می برم، با آنکه می دانم
که شاهان بهر درویشان نیایند از حرم بیرون
مرا این دم تو خواهی کشت یا هجران دم دیگر؟
به هر تقدیر جانم خواهد آمد دم به دم بیرون
ز بهر گریه پنهانی در از اغیار بر بستم
ولی دیوار داد از جانب همسایه نم بیرون
نه اشکست این، که موج انگیخت خوناب دل از چشمم
نه آهست این، که جان از خانه تن زد علم بیرون
اگر اهل عدم دانند محنتهای عشقت را
ز بیم عاشقی هرگز نیایند از عدم بیرون
هلالی، گر رسی روزی به طرف کعبه کویش
قدم از سر کن آنجا و منه دیگر قدم بیرون
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰ - شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون
گوهر بعدی:غزل ۳۲۲ - مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.