هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و دلجویی نکردنش شکایت دارد و درد بیدرمان عشق را توصیف میکند. همچنین، از بیمعنایی ظواهر بدون حضور معشوق و بیفایده بودن تلاشهایش میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'تیغ آبدار' و 'رخ بخون شستن' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۲۷ - عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
عاشق روی توام، با هر که میخواهی بگو
جان من، دلجویی اغیار کردن تا به کی؟
گاه گاهی هم دل سرگشته ما را بجو
ای طبیب، از بهر درد ما غم درمان مخور
زانکه ما با درد بی درمان او کردیم خو
همچو مویی شد تنم، گو: از میان بردار عشق
بعد ازین مویی نگنجد در میان ما و او
رفت آن آب حیات از جویبار چشم من
کی بود، یارب، که آب رفته باز آید بجو؟
صورت دعوی گل، معنی ندارد با رخت
چون ندارد صورت و معنی چه سود از رنگ و بو؟
بر سر کویش، هلالی، رخ به خون شستن چه سود؟
سوی تیغ آبدارش بین و دست از جان بشو
عاشق روی توام، با هر که میخواهی بگو
جان من، دلجویی اغیار کردن تا به کی؟
گاه گاهی هم دل سرگشته ما را بجو
ای طبیب، از بهر درد ما غم درمان مخور
زانکه ما با درد بی درمان او کردیم خو
همچو مویی شد تنم، گو: از میان بردار عشق
بعد ازین مویی نگنجد در میان ما و او
رفت آن آب حیات از جویبار چشم من
کی بود، یارب، که آب رفته باز آید بجو؟
صورت دعوی گل، معنی ندارد با رخت
چون ندارد صورت و معنی چه سود از رنگ و بو؟
بر سر کویش، هلالی، رخ به خون شستن چه سود؟
سوی تیغ آبدارش بین و دست از جان بشو
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.