هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود، رنجهای ناشی از آن و مقایسه خود با داستان لیلی و مجنون سخن میگوید. همچنین، از زیبایی روزافزون معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود مینویسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۳۳۳ - چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟
چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟
ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او
قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام
هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او
مهر آن مه را به جان خواهم، که بس لایق فتاد
عشق روز افزون من با حسن روز افزون او
داغها دارم به دل چون لاله و نتوان نهفت
کان همه داغ درون پیداست از بیرون او
درد ما چون حسن او هر روز اگر افزون شود
زود خواهد کشت ما را حسن روز افزون او
از فسونگر نیست چون بیخوابی ما را علاج
پیش ما افسانه بهتر باشد از افسون او
نامه قتلم نوشت و ساخت عنوانش به خون
تا هم از عنوان شوم آگاه بر مضمون او
سرو میگوید هلالی قد موزون تو را
در عبارت کوته آمد طبع ناموزون او
ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او
قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام
هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او
مهر آن مه را به جان خواهم، که بس لایق فتاد
عشق روز افزون من با حسن روز افزون او
داغها دارم به دل چون لاله و نتوان نهفت
کان همه داغ درون پیداست از بیرون او
درد ما چون حسن او هر روز اگر افزون شود
زود خواهد کشت ما را حسن روز افزون او
از فسونگر نیست چون بیخوابی ما را علاج
پیش ما افسانه بهتر باشد از افسون او
نامه قتلم نوشت و ساخت عنوانش به خون
تا هم از عنوان شوم آگاه بر مضمون او
سرو میگوید هلالی قد موزون تو را
در عبارت کوته آمد طبع ناموزون او
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۲ - خاکم بره پیک حریم حرم او
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴ - خواهم فگندن خویش را پیش قد رعنای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.