هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و فداکاری شدید شاعر به معشوق است. او آرزو میکند که حتی ذرهای از وجودش در هوای معشوق باشد و حاضر است هزار بار برای معشوق بمیرد. شاعر از خدا عمر ابد میخواهد تا تمام آن را به دعا برای معشوق صرف کند و آرزو دارد جای رقیب را بگیرد. در نهایت، او پادشاهی بر همه آفاق را کمتر از گدایی در راه معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۳ - مردم ازین الم: که نمردم برای تو
مردم ازین الم که نمردم برای تو
ای خاک بر سرم، که نشد خاک پای تو!
گر اختیار مرگ به دستم دهد قضا
روزی هزار بار بمیرم برای تو
غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
ای کاش! ذره ذره شود در هوای تو
گویم دعا و عمر ابد خواهم از خدا
تا عمر خویش صرف کنم در دعای تو
در آرزوی آنکه به من آشنا شوی
آمیختم به هر که بود آشنای تو
جای تو در حریم وصالست، ای رقیب
ای کاش! بودمی، من بیدل، به جای تو
از پادشاهی همه آفاق خوشترست
این سلطنت که گشت هلالی گدای تو
ای خاک بر سرم، که نشد خاک پای تو!
گر اختیار مرگ به دستم دهد قضا
روزی هزار بار بمیرم برای تو
غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
ای کاش! ذره ذره شود در هوای تو
گویم دعا و عمر ابد خواهم از خدا
تا عمر خویش صرف کنم در دعای تو
در آرزوی آنکه به من آشنا شوی
آمیختم به هر که بود آشنای تو
جای تو در حریم وصالست، ای رقیب
ای کاش! بودمی، من بیدل، به جای تو
از پادشاهی همه آفاق خوشترست
این سلطنت که گشت هلالی گدای تو
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - سازم قدم ز دیده و آیم به سوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.