هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و با توصیف چشمان، زلف، ابرو، مژگان، لعل لب و هلال ابروی او، بیان میکند که چگونه این زیباییها او را بیتاب و بیخواب کرده و قلبش را به درد آورده است.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۳۴۹ - این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
وین چه زلفست؟ که بی تابم ازو
این چه ابروست که با پشت دو تا
ساکن گوشه محرابم ازو؟
این چه مژگان درازست، که من
کشته خنجر قصابم ازو؟
این چه لعلست، که تا دید دلم
هر دم آغشته به خونابم ازو؟
این چه تابست؟ هلالی، که فتاد
شعله در خرمن اسبابم ازو
وین چه زلفست؟ که بی تابم ازو
این چه ابروست که با پشت دو تا
ساکن گوشه محرابم ازو؟
این چه مژگان درازست، که من
کشته خنجر قصابم ازو؟
این چه لعلست، که تا دید دلم
هر دم آغشته به خونابم ازو؟
این چه تابست؟ هلالی، که فتاد
شعله در خرمن اسبابم ازو
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۸ - باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰ - یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.