هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از فراق یار و درد دوری مینالد، در حالی که به زیباییهای معشوق و طبیعت اشاره میکند. او از انتظار وصال و بیقراری خود سخن میگوید و در نهایت، به ناپایداری دنیا و میل به رهایی از آن اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه با لحنی حزنآلود است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۵۰ - یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟
نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟
عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟
یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می
ساغر لاله گون کجا؟ ساقی گل عذار کو؟
وه! که بر آستان تو گشت رقیب معتبر
پیش سگ درت مرا این قدر اعتبار کو؟
طبع هلالی، از جهان، سوی عدم کشد ولی
رفت به باد نیستی، خوشتر ازین دیار کو؟
وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟
نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟
عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟
یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می
ساغر لاله گون کجا؟ ساقی گل عذار کو؟
وه! که بر آستان تو گشت رقیب معتبر
پیش سگ درت مرا این قدر اعتبار کو؟
طبع هلالی، از جهان، سوی عدم کشد ولی
رفت به باد نیستی، خوشتر ازین دیار کو؟
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۹ - این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۱ - بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.