هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و شوق دیدار معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند زلف دراز، پرده غنچه بر رخسار گل و سنبل تر، عشق و شیفتگی خود را به معشوق توصیف می‌کند و از رنج نبودن و دوری او می‌نالد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اضطراب، عذاب و فراق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

غزل ۳۵۳ - چشم او می خورده و خود را خراب انداخته

چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
تا نبیند سوی من، خود را به خواب انداخته

چیست دانی پرده‌های غنچه بر رخسار گل؟
جلوه حسن تو او را در حجاب انداخته

چون نگردد عمر من کوته؟ که آن زلف دراز
رشته جان مرا در پیچ و تاب انداخته

یارب، آن زلفست بر روی تو؟ یا خود باغبان
سنبل تر چیده و بر آفتاب انداخته

با وجود آنکه ما را تاب دیدار تو نیست
گه گهی آیی برون، آن هم نقاب انداخته

گر به کویت هر دم آیم، بگذرم، عیبم مکن
شوق دیدار توام در اضطراب انداخته

بی تو در گلشن هلالی نیست خرم، بلکه او
دوزخی دیدست و خود را در عذاب انداخته
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - بلبل به باغ و جغد به ویرانه ساخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.