هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از معشوقی می‌نالد که با رفتارش آتش به جهان انداخته و دلش را شکسته است. شاعر از سال‌ها انتظار و تحقیر شدن مانند گدایان یاد می‌کند و از بازی‌های دل با معشوق که باعث از دست دادن دین و دل شده، ابراز پشیمانی می‌کند. در نهایت، او از رسوایی خود و معشوق در میان مردم به دلیل ناله‌هایش می‌گوید و معشوق را به خونریزی و عاشق‌کشی متهم می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه‌ی عمیق، درد و رنج عشق نافرجام، و اشاراتی به تحقیر و رسوایی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات (مانند 'خونریز' و 'عاشق‌کشی') ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و عواطف انسانی داشته باشند.

غزل ۳۷۸ - مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی

مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی
جلوه ای کردی و آتش در جهان انداختی

چون نمی پرداختی آخر به فکر کار ما
کاشکی! اول به حال ما نمی پرداختی

بی نوا گشتم به کویت چون گدایان سالها
وه! که یک بارم به سنگی چون سگان ننواختی

ای دل درویش، با خوبان نظر بازی مکن
کندرین بازیچه نقد دین و دل پرداختی

بس که کردی ناله، ای دل، بر سر بازار و کوی
هم مرا، هم خویش را، رسوای عالم ساختی

بهر خونریز هلالی تیغ خود کردی علم
در فن عاشق کشی آخر علم افراختی
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - چون گویمت که: در دل ویران من درآی
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - من نگویم که وفا یار مرا بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.