هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و دردهای عاشقی میگوید. او از معشوقی شکایت دارد که دل او را ربوده اما پاسخی به عشقش نداده است. شاعر خود را اسیر عشق معشوق میداند و از بیاعتنایی او رنج میبرد. او تمام وجودش را فدای معشوق کرده اما در مقابل چیزی دریافت نکرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از ابیات حاوی مضامین عاشقانهای است که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۳۳ - تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم ۱
سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق
لاجرم زود شدم عاشق و گرم افتادم ۲
پدر و مادر من بنده نبودند تو را
من تو را بنده شدم گرچه به اصل آزادم ۳
هر شبی بر سر کوی تو برآرم فریاد
نکنی رحمت و یکشب نرسی فریادم ۴
من به یک روز تو را یادکنم سیصد بار
تو به صد روز بیک بار نیاری یادم ۵
تا تو را نالهٔ زیردست و مرا نالهٔ زار
تو به کف باده همی گیری و من بر بادم ۶
گر به دنیا و به دین مرد همی گیرد نام
دین و دنیا به سرکار تو اندر دادم ۷
کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم ۱
سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق
لاجرم زود شدم عاشق و گرم افتادم ۲
پدر و مادر من بنده نبودند تو را
من تو را بنده شدم گرچه به اصل آزادم ۳
هر شبی بر سر کوی تو برآرم فریاد
نکنی رحمت و یکشب نرسی فریادم ۴
من به یک روز تو را یادکنم سیصد بار
تو به صد روز بیک بار نیاری یادم ۵
تا تو را نالهٔ زیردست و مرا نالهٔ زار
تو به کف باده همی گیری و من بر بادم ۶
گر به دنیا و به دین مرد همی گیرد نام
دین و دنیا به سرکار تو اندر دادم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - مشکن صنما عهد که من توبه شکستم
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - دلم را یاری از یاری ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.