هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از معشوق مینالد. او بیان میکند که دوری از معشوق خواب و آرامش را از او گرفته و امیدش به وصل ناامید شده است. شاعر از آتش عشق و سوزش دوری سخن میگوید و ابراز میکند که تنها شادی او در دیدن رخسار معشوق است.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۱ - به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ایجان
به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ایجان
که درد و داغ هجران تو خواب از من ربود ای جان ۱
زبهر دیدن رویت چو باشم بر سرکویت
خروش پاسبان تو به جان باید شنود ای جان ۲
به باغ صحبت وصلت بکشتم تخم امیدت
کنون آمد به بر تخمم کسی دیگر درود ای جان ۳
مرا شادی رخسار تو باشد هرکجا باشم
چو رخسارت نبینم من ندانم شاد بود ای جان ۴
همی آتش زنی بر جان من تا از تو بگریزم
مرا زین آتش سوزان بسوزی تار و پود ای جان ۵
که درد و داغ هجران تو خواب از من ربود ای جان ۱
زبهر دیدن رویت چو باشم بر سرکویت
خروش پاسبان تو به جان باید شنود ای جان ۲
به باغ صحبت وصلت بکشتم تخم امیدت
کنون آمد به بر تخمم کسی دیگر درود ای جان ۳
مرا شادی رخسار تو باشد هرکجا باشم
چو رخسارت نبینم من ندانم شاد بود ای جان ۴
همی آتش زنی بر جان من تا از تو بگریزم
مرا زین آتش سوزان بسوزی تار و پود ای جان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - بربود روزگار تو را از کنار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.