هوش مصنوعی: این متن شعری است که از شکستن توبه در جمع، حکم خسرو فرخنده انجم، و تحکّم دیگران سخن می‌گوید. شاعر از شرمساری و خمار خود می‌گوید و از عشق و ملامت‌های آن شکایت دارد. او به مسلمانان هشدار می‌دهد که عیوب خود را ببینند و از زبان‌درازی بپرهیزند. همچنین اشاره می‌کند که عیب‌جویی و رنج بردن بی‌فایده است و تقدیر را نمی‌توان تغییر داد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکستن توبه و اضطراب وجودی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.

شماره ۶ - توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا

توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا
برسرجمع آشکارا توبه بشکستند ما را ۱

خسرو فرخنده انجم حکم کرد و کرد پی گم
دیگری را این تحکّم زهره کی بودی و یارا ۲

متقّی مخمر نشاید کارها را وقت باید
از لعاب اطلس نیاید جز به تدریج و مدارا ۳

چون چنین افتاد سرده جامه ای پر بر کفم نه
بعد از این ترتیبکی ده کارک این بینوا را ۴

هم به غایت شرمسارم هم قیامت در خمارم
چاره ی دیگر ندارم چاره ای در ده نگارا ۵

صد بلا بر من گمارد عشق و یک جو غم ندارد
تا ملامت طاقت آرد کو دلی چون سنگ خارا ۶

کی پذیرد استقامت اضطراب این قیامت
الندامت الندامت ای مسلمانان خدا را ۷

عیب خود باید بدیدن پس زبان در ما کشیدن
ستر خود باید دریدن تا شود روشن شما را ۸

بر نزاری عیب کردن رنج بیهوده ست بردن
خون رز دارد به گردن چون بگرداند قضا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵ - دانی چه مصلحت را بل غاغ شد بخارا
گوهر بعدی:شماره ۷ - چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.