هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، رنجهای دل، و انتظار برای یار است. شاعر از ساده‌دلی و خشک‌مغزی خود می‌گوید و از یار می‌خواهد که او را یاری کند. همچنین، به مضامینی مانند صبر در عشق، رنج‌های روحی، و امید به وصال اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و انتظار ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۴۱ - چه شود گر بپذیری من تر دامن را

چه شود گر بپذیری من تر دامن را
خشک مغزی ، خرفی ، ساده دلی چون من را ۱

جان دریغ از تو ندارم اگرم راه دهی
چه محل در صف عشاق نهد دل تن را ۲

هم دل ماست که بر ما به ستم می گرید
مثل این است که هم آهن شکند آهن را ۳

با من ای یار اگر یار منی یاری کن
نه چو یاری که همه زخم زند هاون را ۴

مردمان در حق من هر چه بتر می گویند
چه کنم پیش گرفتم به قفا گردن را ۵

دوست داند که مرا با که سر و کار افتاد
سرِّ روح الله بس مریم آبستن را ۶

من که ام کز تو سخن گویم و از قصّه ی خویش
راستی لافِ فصاحت نرسد الکن را ۷

با رقیبان شده بر بوی توام هم خانه
هیچ کس دوست نبوده ست چنین دشمن را ۸

کو نسیمی ز عرق چین تو تا بنماید
یوسف باد صبا مژده ی پیراهن را ۹

ساقیا دیر مکن زود بده ساغرِ می
گر گرفته ست سرش خشت بر افکن دَن را ۱۰

تازه رو باش و مینداز گره بر ابرو
به کدورت نتوان خورد می روشن را ۱۱

از مجاریِ دماغم نرود دود بخور
مگر از آتش می بر فکنی روزن را ۱۲

خویش را از نفس سوخته دل دار نگاه
که به یک آه بسوزند دو صد خرمن را ۱۳

آیه ی خلّصه الله به که آمد دانی
به تهمتن که برآورد ز چه بیژن را ۱۴

شد نزاری ز خیال تو چو سوزن باریک
چه خیال است که بگداخت چنین سوزن را ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰ - به کام دل بدیدم خویشتن را
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - طاقت بار ملامت نبود گردون را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.