هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و آرزوی دیدار او را دارد. او از بخت بد خود شکایت میکند که مانع دیدار معشوق میشود، اما با وجود همه دردها، از عشق معشوق خشنود است. شاعر امیدوار است که روزی بتواند معشوق را ببیند، حتی اگر در خواب باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۱۰ - هزار جان گرامی فدای خاک درت
هزار جان گرامی فدای خاک درت
هزار یاد لبان دهان چون شکرت ۱
ندانمت که کجا از کجا شریف تر است
موافق دلم آمد زپای تا به سرت ۲
چه آفتابی کز هر طرف که برگذری
همی رود دل خلقی چو سایه بر اثرت ۳
که شیر داد به شفقت فرشته یا حورت
که پرورید به مهر آفتاب یا قمرت ۴
در آرزوی دمی ام که بینمت چه کنم
چو ره نمی دهدم بخت بی وفا به برت ۵
بسوختیم و همین غصه میکشد مارا
که می رویم و نباشد ز حال ما خبرت ۶
هنوز با همه درد دل از تو خشنودیم
اگر به جانب ما ملتفت بود نظرت ۷
هزار شکر بگویم چه جای بیداریست
اگر به خواب ببینم زمانکی دگرت ۸
مگر شبی آخر به روز دانم برد
به غربت ار بنمیرم بر آستان درت ۹
ز کوی دوست برفتی نزاریا آری
برو ببین که چه آید به روی از این سفرت ۱۰
هزار یاد لبان دهان چون شکرت ۱
ندانمت که کجا از کجا شریف تر است
موافق دلم آمد زپای تا به سرت ۲
چه آفتابی کز هر طرف که برگذری
همی رود دل خلقی چو سایه بر اثرت ۳
که شیر داد به شفقت فرشته یا حورت
که پرورید به مهر آفتاب یا قمرت ۴
در آرزوی دمی ام که بینمت چه کنم
چو ره نمی دهدم بخت بی وفا به برت ۵
بسوختیم و همین غصه میکشد مارا
که می رویم و نباشد ز حال ما خبرت ۶
هنوز با همه درد دل از تو خشنودیم
اگر به جانب ما ملتفت بود نظرت ۷
هزار شکر بگویم چه جای بیداریست
اگر به خواب ببینم زمانکی دگرت ۸
مگر شبی آخر به روز دانم برد
به غربت ار بنمیرم بر آستان درت ۹
ز کوی دوست برفتی نزاریا آری
برو ببین که چه آید به روی از این سفرت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.