هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق فراوان و تأثیر عمیق آن بر زندگی سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق بر همه چیز غالب است و هر کس، چه پادشا و چه گدا، ناچار از تسلیم شدن در برابر فرمان عشق است. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند زنده‌دلی، وحدت وجود، و رازهای عرفانی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۱۸ - دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست

دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست
هنوز در سرم آشوب عشق بسیارست ۱

میی ست در سرم از جام روزگار الست
که حاجتم نه به خم خانه نه به خمّارست ۲

دلم گریخته در تار تار زلف کسی ست
که رشک نافه ی مشک غزال تاتارست ۳

دلی که جنبشی از عشق نیست در جانش
اگرچه کار جهان با وی است بیکارست ۴

چه پادشا، چه گدا هرکه را حیاتی هست
شدن مسخّر فرمان عشق ناچارست ۵

حیات مرده دل از اتّصال زنده دلی ست
که هرکه او بکسی زنده نیست مردارست ۶

کمال عشق برون رفتن از وجود خود است
نکو ز من بشنو سرّ یار با یارست ۷

تو چیستی همه او ، غیر او چه هیچ دگر
حکایت است نه حقّا که محض اسرارست ۸

ز هیچ هیچ نیاید بلی بلی همه اوست
به خویش رفتن اقرار نیست انکارست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - ساقی سر خم زود برانداز که عید است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - گر از دل باز گویم بیقرار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.