هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود میگوید. او احساس تنهایی میکند و تنها قلم و خیالش را همدم خود میداند. وفا را بینشان و جفا را بیشمار توصیف میکند و از غمی میگوید که همیشه با اوست. در پایان نیز به تغییر حال خود از نزاری به زاری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر مانند 'سودای دماغ' و 'خیالم رازدارست' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۹ - گر از دل باز گویم بیقرار است
گر از دل باز گویم بیقرار است
وگر از دیده خونش در کنارست ۱
اگر عقل است سودای دماغ است
وگر خاطر پریشان روزگارست ۲
نه روزم جز قلم کس همزبان است
نه شب الّا خیالم راز دارست ۳
مگر هم سایه بامن همنشین است
مگرهم ناله با من سازگارست ۴
وفا از هرکه جویم بی نشان است
جفا از هرکه گویم بیشمارست ۵
عفا اللّه غم که با من در همه حال
میان آب و آتش یار غارست ۶
نزاری پیش از این بودی به زاری
کنون باری به زاری های زارست ۷
وگر از دیده خونش در کنارست ۱
اگر عقل است سودای دماغ است
وگر خاطر پریشان روزگارست ۲
نه روزم جز قلم کس همزبان است
نه شب الّا خیالم راز دارست ۳
مگر هم سایه بامن همنشین است
مگرهم ناله با من سازگارست ۴
وفا از هرکه جویم بی نشان است
جفا از هرکه گویم بیشمارست ۵
عفا اللّه غم که با من در همه حال
میان آب و آتش یار غارست ۶
نزاری پیش از این بودی به زاری
کنون باری به زاری های زارست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - فراق یار گرامی عجیب دشوارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.