هوش مصنوعی:
این شعر از درد دوری از یار و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از تنهایی، بیخبری از وجود خود، و رنجهای عشق شکایت دارد. او از رقیب و دشمنیهای عشقی مینالد و اشاره میکند که عاشق از سنگ هم سختتر است. در نهایت، شاعر از نگاه رقیب و تأثیر آن بر خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۲۹ - چه عیشها دگر اصحاب را کزین سفرست
چه عیشها دگر اصحاب را کزین سفرست
مگر مرا که وجود از حیات بیخبر است ۱
نه یار با من و نه دل زهی دو دیدهٔ سخت
که با چنین سر و کارم عزیمت سفرست ۲
من از جهان و جگرگوشهای و غایب از او
وجود با من و دل پیش گوشهٔ جگرست ۳
نه حاصلی و نه تکلیفی و نه مصلحتی
مرا بگوی که طوق عراق در چه خورست ۴
به قهستان درم از دوستان شکایت نیست
ولی رقیب حبیبم ز دشمنان بتر است ۵
اگر تو قصهٔ ما بشنوی دگر نکنی
حدیث لیلی و مجنون که در جهان سمرست ۶
چه جان بکندم و خون خوردم و نمیمیرم
دروغ نیست که عاشق ز سنگ سختترست ۷
معاف دار که با خویشتن نپردازد
کسی که خاطر او در پی کسی دگرست ۸
به سر نمیشود از شاهدی وگرنه مرا
خدای داند کز هرچه در جهان به سرست ۹
رقیب گفت نزاری مکن نظر به غرض
بپوش دیده که ما را غرض همین نظر است ۱۰
مگر مرا که وجود از حیات بیخبر است ۱
نه یار با من و نه دل زهی دو دیدهٔ سخت
که با چنین سر و کارم عزیمت سفرست ۲
من از جهان و جگرگوشهای و غایب از او
وجود با من و دل پیش گوشهٔ جگرست ۳
نه حاصلی و نه تکلیفی و نه مصلحتی
مرا بگوی که طوق عراق در چه خورست ۴
به قهستان درم از دوستان شکایت نیست
ولی رقیب حبیبم ز دشمنان بتر است ۵
اگر تو قصهٔ ما بشنوی دگر نکنی
حدیث لیلی و مجنون که در جهان سمرست ۶
چه جان بکندم و خون خوردم و نمیمیرم
دروغ نیست که عاشق ز سنگ سختترست ۷
معاف دار که با خویشتن نپردازد
کسی که خاطر او در پی کسی دگرست ۸
به سر نمیشود از شاهدی وگرنه مرا
خدای داند کز هرچه در جهان به سرست ۹
رقیب گفت نزاری مکن نظر به غرض
بپوش دیده که ما را غرض همین نظر است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - آن را که در فراق صبوری میسرست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.