هوش مصنوعی: این شعر از نزاری قهستانی، شاعر عارف و رند، بیانگر روحیهٔ عاشقانه و مستانهٔ اوست. شاعر در این متن از بی‌اعتنایی به ننگ و نام، رهایی از قید زهد و ریاکاری زاهدان، و گرایش به عشق و مستی سخن می‌گوید. او با طنز و کنایه، سنت‌های خشک مذهبی را به چالش می‌کشد و آزادی روح و عشق را می‌ستاید.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده، انتقاد از نهادهای مذهبی، و اشاره به مصرف شراب (به عنوان نماد عرفانی) است که برای درک عمیق‌تر به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد.

شماره ۲۴۸ - منم نزاریِ قلاّشِ رندِ عاشقِ مست

منم نزاریِ قلاّشِ رندِ عاشقِ مست
هر آدمی که چو من شد ز ننگ و نام برست ۱

دلم ز خرقۀ ناموس زاهدان بگرفت
مریدِ خم چه عجب گر ز خانقاه بجست ۲

برو تکی ز پَسَم می زنند و می گویند
که شیخ باز شرابک بخورد و توبه شکست ۳

به گردنِ من اگر خونِ توبه نیست حلال
حرام زاده چرا طعنه می زند پیوست ۴

اگر به زرق روم ازرقی توانم داشت
و گر چو سرو نباشم قبا نیارم بست ۵

نصیحتم مکن ای یار لطف کن برخیز
محبّت است و لیکن به دشمنی بنشست ۶

کنون محّبِ جوانم مریدِ پیر نی ام
غلامِ زاهده ام بعد ازین نه زهدپرست ۷

گهم به خانقه آرند با قبا هش یار
گهی ز می کده با خرقه می کشندم مست ۸

به پیشِ شحنه برند این غزل اولام اولام
ز بعدِ آن که بگرداندند دست به دست ۹

ز بهرِ آن که چو یک شاخِ طاعت است چرا
نخست شاخ ز شهدست و آن دگر ز کبست ۱۰

چرا ز فرقت هفتاد و سه یکی ناجی ست
چه گونه دوزخی اند آن دگر ده و دو و شست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - درآمد از درِ من دوش هاتفی سر مست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - جماد بی خبرست از خروشِ بلبلِ مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.