هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او معشوق را بی‌نظیر و کامل توصیف می‌کند و عشق خود را به او ابراز می‌دارد. همچنین، شاعر از درد عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۲۶۰ - که باشد آن‌که ترا بیند و ندارد دوست

که باشد آن‌که ترا بیند و ندارد دوست
بدت مباد کَت از پای تا به فرق نکوست ۱

کس آدمی به چنین لطفِ طبع نشنیده‌ست
ندانم این که تو داری چه سیرت است و چه خوست ۲

به گوشهٔی بنشین تا بلا نینگیزی
از آن دو چشم که چندین هزار دیده دروست ۳

دلم نیامد و عیبش نمی‌توانم کرد
که جانبِ تو گرفته‌ست و حق به جانب توست ۴

مرا به دستِ تو می سلسبیلِ فردوس است
که با وجودِ تو فردوسِ اهلِ دل آن‌روست ۵

روا بود که دگر ذکرِ هیچ کس نکنم
که هر که از تو نگوید حدیث، بی‌هده گوست ۶

مقامِ درد نمی‌دانی ای طبیبِ دوا
که مرهمی بنهادی و زخم زیر رکوست ۷

رقیب گو دلِ چون آهنِ مرا چندین
مزن به سنگِ ملامت که دل نه هم چو سبوست ۸

نزاریا نتوانی که احتمال کنی
جفای سیم بران بر دلت مرو برِ دوست ۹

تو مردِ عرصهء میدان نیی چه می‌گویی
بکن تفرّجِ چوگان گرت تحمّل گوست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - بس است مونسِ جانم خیالِ طلعتِ دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.