هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از جانفشانی برای معشوق، بیقراری در فراق، و بیاعتنایی به دشمنان و دنیا سخن میگوید. او تنها به معشوق میاندیشد و هر چیزی جز او را بیارزش میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و بیقراری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶۱ - ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست
ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست
کاش صد جان دگر داشتمی در خور دوست ۱
روزها میگذرد تا خبرش نشنیدم
چون کنم، با که بگویم که فرستم برِ دوست ۲
دشمن اربا من ازین روی ترش خواهد داشت
بس که من بوسه شیرین خورم از شکّرِ دوست ۳
گر همه خلقِ جهان دشمنِ عاشق باشند
هیچ غم نبود اگر دوست بود یاور دوست ۴
ساقیا باده به یارانِ دگر ده نه به من
که مرا باده نباید مگر از ساغرِ دوست ۵
یاسمن مشکن و گل پیش میاور که مرا
سرِ جان نیست درین باغ به جان و سرِ دوست ۶
مطربا چنگ مسازید و مگویید غزل
که سر زهره ندارم به رخِ ازهرِ دوست ۷
هرکه را حادثهیی افتد اگر واقعهیی
مرجعی دارد و بی چاره نزاری درِ دوست ۸
کاش صد جان دگر داشتمی در خور دوست ۱
روزها میگذرد تا خبرش نشنیدم
چون کنم، با که بگویم که فرستم برِ دوست ۲
دشمن اربا من ازین روی ترش خواهد داشت
بس که من بوسه شیرین خورم از شکّرِ دوست ۳
گر همه خلقِ جهان دشمنِ عاشق باشند
هیچ غم نبود اگر دوست بود یاور دوست ۴
ساقیا باده به یارانِ دگر ده نه به من
که مرا باده نباید مگر از ساغرِ دوست ۵
یاسمن مشکن و گل پیش میاور که مرا
سرِ جان نیست درین باغ به جان و سرِ دوست ۶
مطربا چنگ مسازید و مگویید غزل
که سر زهره ندارم به رخِ ازهرِ دوست ۷
هرکه را حادثهیی افتد اگر واقعهیی
مرجعی دارد و بی چاره نزاری درِ دوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - که باشد آنکه ترا بیند و ندارد دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.