هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دست دادن آرامش، شادی، و عقل خود را بیان میکند و احساس میکند که همه چیز از جمله نشاط، صبر، و حتی طبیعت برایش مانند زندان شده است. او از دست دادن امید و روشنایی را توصیف میکند و از بزرگان میخواهد که بر خطاهایش خرده نگیرند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۰ - ز مستی تا دل آرامم برفته ست
ز مستی تا دل آرامم برفته ست
همه رونق ز ایّامم برفته ست ۱
به دوران ها نیاید در گلستان
چنان مرغی که از دامم برفته ست ۲
ثبات و عقل و تمییزم نمانده ست
قرار و صبر و آرامم برفته ست ۳
نمی خواهم دگر صهبا و صحرا
نشاط از مشربِ جامم برفته ست ۴
چمن بر من چو زندان است و گل زار
جهنّم تا گلستانم برفته ست ۵
چراغِ مطلعِ صبحم نشسته ست
فروغِ مقطعِ شامم برفته ست ۶
شکیبم از چنان رویی نکو نیست
برو گو گر به بدنامم برفته ست ۷
بزرگان بر نزاری گو مگیرید
خطایی گر بر اقلامم برفته ست ۸
همه رونق ز ایّامم برفته ست ۱
به دوران ها نیاید در گلستان
چنان مرغی که از دامم برفته ست ۲
ثبات و عقل و تمییزم نمانده ست
قرار و صبر و آرامم برفته ست ۳
نمی خواهم دگر صهبا و صحرا
نشاط از مشربِ جامم برفته ست ۴
چمن بر من چو زندان است و گل زار
جهنّم تا گلستانم برفته ست ۵
چراغِ مطلعِ صبحم نشسته ست
فروغِ مقطعِ شامم برفته ست ۶
شکیبم از چنان رویی نکو نیست
برو گو گر به بدنامم برفته ست ۷
بزرگان بر نزاری گو مگیرید
خطایی گر بر اقلامم برفته ست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - این ذاتِ مطهّر مگر از نور سرشته ست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - چنین ز دستِ دلم اختیار از آن رفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.