هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از خودپرستی و وابستگی‌های دنیوی می‌پردازد. شاعر از حالتی از مستی و شوریدگی سخن می‌گوید که ناشی از شراب محبت است و انسان را از خود دور می‌کند. همچنین تأکید دارد که برای رسیدن به حقیقت، باید از خودپرستی و تعلقات دنیوی رها شد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین استفاده از استعاره‌هایی مانند شراب و مستی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد تا برداشت نادرست نشود.

شماره ۲۹۲ - مرا مسکراتی به تخصیص هست

مرا مسکراتی به تخصیص هست
نه از شیرۀ رز ز جامِ الست ۱

چه مستی بود کز بخاری شود
دماغی مشوّش سری گشته پست ۲

شرابِ محبّت کزو جرعه یی
کند مرد را نا به جا و به دست ۳

که خود را به شورید گانِ طهور
نیارند خمّاریان بازبست ۴

به حجّت نکرده درست التزام
نشاید محق را به مبطل شکست ۵

کسی را که زان جام دادند می
به کلّی و جزوی ز خود بازرست ۶

تبّرا کن از خویشتن پروری
که از بت پرستی بتر خود پرست ۷

تو باید که بیرون شوی از میان
که با خود محال است با او نشست ۸

کسی را خبر نیست از حالِ من
که مسکین دلم را چه ضربت بخست ۹

خیال از درِ حجره یعنی سروش
همین تا درآمد دل از جا بجست ۱۰

نزاری ملول از ملامت مباش
چو در دوستی دست دادی به دست ۱۱

چنین تا به کی بازپوشی کمان
که این تیر بیرون شد از قیدِ شست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - هیچ می دانی در آن حضرت کیان را بار هست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - ما را سخنِ مولّهانه ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.