هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بی‌وفایی معشوق شکایت دارد. شاعر احساس می‌کند که معشوق به عهد و پیمانش وفادار نیست و دل او را به غم سپرده است. او با وجود عشق فراوان، از بی‌توجهی معشوق رنج می‌برد و احساس می‌کند که هیچ درمانی برای درد دلش جز مرگ وجود ندارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که با او مهربان باشد و او را خوار نشمارد، چرا که هیچ یک از عاشقان به اندازه او مسکین و نیازمند نیستند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۳۲۲ - تو را سری که به پیمان من درآری نیست

تو را سری که به پیمان من درآری نیست
مرا دلی که به دست غمش سپاری نیست ۱

سر تو دارم اگر تیغ می زنی و تو را
دلی که کار غریبی چو من بر آری نیست ۲

شبی دمی قدمی رنجه کن اگر چه مرا
به قدر عزّت تو دست حق گزاری نیست ۳

نه زر که در قدمت ریزم و نه دست که دل
به زور باز ستانم ورای زاری نیست ۴

علاج درد دلم مرگ می کند چه کنم
که سخت جانم و جان دادن اختیاری نیست ۵

بساز با من بی چاره چون بسوختی ام
بسوزی و بنسازی طریق یاری نیست ۶

به چشم خوار مبین در من ای چو دیده عزیز
که همچو بنده عزیزی سزای خواری نیست ۷

تو را اگر چه بسی عاشقان مسکین اند
یکی ز جمله به مسکینی نزاری نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.