هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حسرت و ناامیدی در عشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که معشوق، با وجود زیبایی و ثروت، فاقد عشق و محبت واقعی است و دلبستگیهای ظاهری او ارزشی ندارد. همچنین، شاعر هشدار میدهد که نباید فریب ظواهر را خورد، چرا که عشق واقعی در این رابطه وجود ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و شناختی دارد.
شماره ۴۲۰ - جمادست آن که دل داری ندارد
جمادست آن که دل داری ندارد
یقین می دان که جان باری ندارد ۱
تو آن منگر که صاحب دولت این جا
به جز عیش و طرب کاری ندارد ۲
اگرچه ملک و مال و جاه دارد
ولی چون یارِ من یاری ندارد ۳
ز من باور مکن گر چینِ زلفش
دلی در زیرِ هر تاری ندارد ۴
ز من مشنو اگر از غمزۀ او
خرد در هر قدم خاری ندارد ۵
چو از هر گوشه تُرکِ چشمِ مستش
نظر بر خونِ هشیاری ندارد ۶
کمند اندازِ گیسویش به هر جا
رسن در حلقِ عیّاری ندارد ۷
تو هم مشنو ز من گر این گواهی
به نزدیکِ تو مقداری ندارد ۸
دروغ است این سخن گر از هر اعضا
نزاری نالۀ زاری ندارد ۹
یقین می دان که جان باری ندارد ۱
تو آن منگر که صاحب دولت این جا
به جز عیش و طرب کاری ندارد ۲
اگرچه ملک و مال و جاه دارد
ولی چون یارِ من یاری ندارد ۳
ز من باور مکن گر چینِ زلفش
دلی در زیرِ هر تاری ندارد ۴
ز من مشنو اگر از غمزۀ او
خرد در هر قدم خاری ندارد ۵
چو از هر گوشه تُرکِ چشمِ مستش
نظر بر خونِ هشیاری ندارد ۶
کمند اندازِ گیسویش به هر جا
رسن در حلقِ عیّاری ندارد ۷
تو هم مشنو ز من گر این گواهی
به نزدیکِ تو مقداری ندارد ۸
دروغ است این سخن گر از هر اعضا
نزاری نالۀ زاری ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - نه پسته چون دهنِ تنگِ یارِ من دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - چه دردست این که آرامی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.